اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤ - مقدّمه چهارم آيا بين صحت، در مقام تسميه و استعمال با صحت در مقام خارج فرق وجود دارد؟
بعضى به موانع يا قواطع تعبير مىكنيم، آيا در رابطه با بحث صحيح و اعم- و خصوصاً كسى كه قائل است اين الفاظ براى معانى صحيحه وضع شده و يا استعمال شدهاند- آيا صحت را در ارتباط با تمامى اين معانى ملاحظه مىكند يا اينكه مقام تسميه غير از مقام صحتى است كه عبادت را به آن متّصف مىكنيم؟ اگر كسى نمازى بخواند ما در صورتى مىگوييم: «اين عبادت، صحيح واقع شده است» كه هم واجد جميع اجزاء و شرايط و هم فاقد موانع و قواطع باشد بهطورى كه اگر در يكى از اينها، كمبودى وجود داشته باشد، ما آن عبادت را متّصف به صحت نمىكنيم. آيا صحتى كه در مقام وضع و تسميه و استعمال، بحث مىكنيم، همان صحتى است كه در خارج مطرح است يا اينكه مقام تسميه و وضع، خصوصياتى دارند كه اقتضاء مىكنند اين صحت، به اندازه صحت خارجيه، ضيق نداشته باشد؟ براى تبيين مطلب، بايد هريك از عناوين مذكور را جداگانه مورد بحث قرار دهيم: أجزاء: جزء، عبارت از چيزى است كه در تركيب ماهيت و تشكيل آن، دخالت دارد، بهگونهاى كه اگر اين چيز در ماهيت وجود نداشته باشد، آن ماهيت مركّب، از نظر مواد تركيبى، تماميت و كمال ندارد. خواه اين مركب، از مركبات حقيقيه باشد يا مثل عبادات، تركيبشان اعتبارى باشد. اجزائى كه در تشكيل ماهيت مركب نقش دارند، بدون شك در بحث ما داخلند.
البته مرحوم آخوند، وقتى اين بحث را مطرح مىكند، الفاظى به كار مىبرد كه فهم مطلب را مشكل كرده است. ايشان، مىفرمايد: اجزاء بر دو قسمند: يك قسم، اجزاء ماهيت مىباشند كه همين محلّ بحث ماست و بدون شك، در بحث صحيح و اعم داخل است و كسى كه قائل است الفاظ عبادات براى صحيح، وضع شدهاند، صحت از حيث اجزاء را ترديدى ندارد. قسم ديگر- به تعبير مرحوم آخوند- جزء الفرد و جزء چيزى است كه مأمور به با آن چيز تشخص پيدا مىكند. مرحوم آخوند مىفرمايد: چيزى كه مأمور به با آن تشخص پيدا مىكند گاهى به نحو جزئيت است و گاهى به نحو فرديت و بر هر دو تقدير، اين جزء الفرد و جزء ما يتشخص به المأمور به، گاهى در بالا بردن رتبه