تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٥ - حكومتهاى ستمگر
به همان گونه كه به حالت همراهى و رفاقت در سفر اختصاص ندارد، بلكه اصولى و برخاسته از رابطه هر يك از ما با دين خودش است، تا چنان شود كه دين همچون پدرى شود كه اصل و ريشه وجود است،/ ٤٠٣ و هر چه ارتباط ما با اصل نيرومندتر و شديدتر شود، ارتباط ميان خودمان با يكديگر نيز قوت و شدت بيشترى پيدا خواهد كرد.
به همين سبب در حديث مأثور از امام صادق عليه السلام آمده است كه
مؤمن برادر مؤمن است همچون جسد واحد، كه چون پارهاى از آن از چيزى ناراحت شود، درد آن را در ساير قسمتهاى بدن احساس خواهد كرد، و ارواح آنان از روحى يگانه به وجود آمده، و اين كه روح مؤمن با روح خدا پيوندى دارد كه از پيوند شعاع خورشيد به آن سختتر است». [٥٣] وحى اخوت و برادرى را به ايمان (و نه به اسلام) نسبت داده است، بدان سبب كه اسلام تسليم محض به دين است، در صورتى كه ايمان اثرى در قلب است كه در همه نواحى زندگى انسان تأثير دارد، و آنچه مردمان را به سطح برادرى ارتقا مىدهد، تنها تصديق اساسى به دين نيست، بلكه به كار بردن آن تعاليم ارزشمند است كه موانع مادى و برخاسته از مصلحتى را از ميان بردارد كه مايه جدايى مردمان از يكديگر مىشود.
فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ پس ميان برادرانتان آشتى برقرار سازيد.
چون ما برادران يكديگريم، ناگزير بايد شكافها و بريدگيهايى را كه سبب جدا ماندن ما از هم است از ميان برداريم، و موانع را نابود و شكافها را پر كنيم. آيا ساختمانى محكم و استوار را ديدهاى، بناى مجتمع ايمانى نيز مىبايستى چنين بوده باشد. و آيا اگر ساختمانى آكنده از سوراخها و شكافها باشد مىتواند عنوان بنيان استوار پيدا كند و زمان بيشترى صلاحيت بقا داشته باشد؟
معامله و معاشرت روزانه ميان مؤمنان مستلزم برقرار شدن حالت صلح و صفا
[٥٣] - بحار الانوار، ج ٧٤، ص ٢٦٨.