تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٢ - شرح آيات
خرسندى خدا است، و اگر خشمناك يا خرسند مىشود، تنها براى رضا و خرسندى خدايش عزّ و جلّ چنين مىشود.
در روايتى از ابو جعفر (ع) آمده است: «مؤمن كسى است كه اگر راضى و خرسند باشد، اين رضايت وى را به گناه و باطل داخل نكند، و اگر خشم مىگيرد، خشم او وى را از گفتن حق بيرون نبرد، و مؤمن كسى است كه اگر صاحب قدرت شود، اين قدرتمندى او را به تعدى كردن و به آنچه كه وى را در آن حقى نيست پرداختن واندارد». [٢٦] امام صادق (ع) گفت: «هر كس كه در خواستارى و در بيمناكى، و در هنگام پيدا شدن شهوت، و در خرسندى و خشمناكى، مالك نفس خويش باشد، خدا جسد او را بر آتش حرام كرده است». [٢٧] و از رسول خدا (ص) روايت است كه گفت: «هيچ مؤمن هيچ چيز را در راه خدا انفاق نمىكند كه خداى عزّ و جلّ آن را از گفتن قول حق در حالت رضا و غضب دوستتر داشته باشد». [٢٨] شايد در آيه اشارهاى به آن باشد كه پرهيزگار حقيقى، هر چه با اوضاع و احوال سختتر رو به رو شود، خدا بر تقواى او مىافزايد، چه اگر در آن هنگام به موجب تقواى خود عمل كند، تقوا در جان او تمركز بيشتر پيدا مىكند ... و چنين بود در آن هنگام كه مؤمنان بنا بر تقواى خود عمل مىكردند، و گرفتار حميّت جاهليت نمىشدند، و انگيزشهاى قريش در آنان تأثيرى نداشت، و بازداشتنشان از انجام دادن شعاير دينى، بلكه قرارهاى رهبرى را پذيرفتند، و در آن هنگام پاداشى كه خدا به ايشان داد، افزايش و رشد روح تقوا در جانهاى ايشان بود.
وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً و خدا از هر چيز با خبر و آگاه بود.»/ ٣٤٣ و مقدار تقواى قلب را در انسان مىداند، و بنا بر اين ضرورتى ندارد كه در
[٢٦] - بحار الانوار/ ج ١٧، ص ٣٥٨.
[٢٧] - همان جا.
[٢٨] - همان جا.