تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٣ - رهنمودهايى از آيات
تأكيدى بر سالم بودن روش و برنامه رسالى صورت گرفته باشد، و مردمان بيشتر از ضرورت فرمانبردارى دايمى از اين رهبرى ربانى آگاه شوند، و نيز آيات به همين مناسبت به دستهاى از حقايق اشاره مىكند كه از توجه اذهان دور مانده بود و با اين امر پيوستگى مستقيم داشت.
اول: اين كه جنگ خود به خود هدف نيست، بلكه وسيله براى رسيدن به هدفى است كه اگر بتوانيم بدون جنگ به آن برسيم بهتر است، و بلكه در آن صورت به راه انداختن جنگ هرگز درست نيست.
دوم: رسيدن مسلمانان به هدفهاى خود بدون جنگ چيزى جز دليل بر آن نيست كه خدا آنان را تأييد مىكند، چه رسيدن به چنين هدفها بدون فداكاريهاى سنگين و دشوار امكانپذير نيست.
/ ٣٣٥ سوم: اگر مشركان آتش جنگ را با مسلمانان در مكه شعلهور مىساختند، مسلمانان به فرمان خدا بر آنان پيروز مىشدند، و اين سنتى الاهى و دايمى است كه تبديل كردن آن امكان پذير نيست، ولى صورت نگرفتن نه تنها به صلاح مشركان نيست، از آن روى كه اگر آن را آغاز كنند دچار شكست مىشوند، بلكه به مصلحت مسلمانان نيز هست.
چهارم: اگر جنگ ميان مشركان و مسلمانان در آن روز درگير مىشد، شايد نمىتوانستند در قلوب مشركان اثرى به اين اندازه عميق بر جاى گذارند، بلكه بسا مىشد كه مشركان سختى و ناسازگارى بيشتر نشان دهند، چه ذاتا در قريش و گروههاى ديگر مشابه آن يك مشكل روانى وجود داشت كه به صورت غيرت و حميتى جاهلى قلبهاى آنان را نسبت به مسلمانان خشمگين كرده بود، پس اگر مسلمانان از مجراى تعصب و نژاد پرستى وارد مىشدند، و به جاى آن كه پيشامدها و واقعيت را با در نظر گرفتن مصلحت رسالى ارزشيابى موضوعى و عينى كنند، از واكنشها و عواطف برانگيخته شده پيروى مىكردند، و در آن اصرار مىورزيدند كه بدون طواف كردن بر گرد خانه كعبه و تقديم كردن هدى و ... و ... باز نگردند- چنان كه گروهى از مسلمانان خواستار آن بودند- در تعصب با كفار و مشركان