تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٩ - شرح آيات
اعمال خويش مشويد.
اين آيه عبرت، اندرز دهندهاى است كه ناگزير مؤمنان بايد آن را خوب بفهمند و از عاقبت كار كسانى كه از دين خدا بازگشته و با رسول به ستيزهجويى برخاستهاند آگاه شوند. و اين امر در مورد هر ولايت الاهى در هر زمان صدق مىكند. در حديثى از امام جعفر صادق، از پدرش، از پدرانش عليهم السلام آمده است كه: رسول اللَّه (صلّى اللَّه عليه و آله) گفت: «جبرييل با من از جانب پروردگار صاحب عزت جلّ جلاله حديث كرد و گفت: خداى تعالى گفت
هر كس بداند كه جز من خدايى نيست، و اين كه محمد بنده و فرستاده من است، و اين كه على بن ابى طالب خليفه من است، و اين كه امامان فرزندان او حجتهاى مناند، او را به رحمت خويش به بهشت داخل مىكنم و با گذشت و بخشش خويش او را از آتش معاف مىدارم، و جوار و در پناه خودم بودن را بر او روا مىدارم، و كرامت خويش را بر او واجب مىكنم،/ ٢٧١ و نعمت خويش را بر او به حد كمال مىرسانم، و او را از ويژگيان و خالصان خود قرار مىدهم، اگر مرا ندا كند به او لبّيك مىگويم، و اگر بخواندم اجابتش مىكنم، و اگر از من چيزى بخواهد به او مىبخشم، و اگر خاموش بماند خود بخشش را به او آغاز مىكنم، و اگر بد كند مورد رحمت خويشش قرار مىدهم، و اگر از من بگريزد به خودش مىخوانم، و اگر به سوى من باز گردد او را مىپذيرم، و اگر درم را بكوبد به رويش باز مىكنم.
و هر كس كه گواهى به آن ندهد كه خداى يگانه منم، يا گواهى دهد ولى به آن گواهى ندهد كه محمّد بنده و فرستاده من است، يا به اين گواهى دهد، ولى شهادت به آن ندهد كه على بن ابى طالب خليفه من است، يا به اين شهادت دهد ولى به آن گواهى ندهد كه امامان فرزندان او حجتهاى مناند، منكر نعمت من شده است، و عظمت مرا تحقير كرده است، و به كتابهايم و آياتم كفر ورزيده است.
اگر قصد من كند از در آمدن بازش مىدارم، و اگر از من چيزى بخواهد محرومش مىسازم، و اگر مرا ندا كند به ندايش توجه نمىكنم، و اگر مرا بخواند اجابتش نخواهم كرد، و اگر به من اميدوار شد نوميدش مىسازم، و اين جزاى او از طرف من