تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢ - رهنمودهايى از آيات
آدمى از آن خبرگى و اراده و نيرو كسب مىكند، و همراه با آن مواهب و كار آمديها از طريق چالش دشواريها و گرفتاريها افزايش مىيابد.
دوم: فتنههاى بزرگى است كه فرد يا مجتمع در معرض آنها قرار مىگيرد، و در هر روزگارى تجديد مىشود، چيزى كه هست قرار آدمى در آنها سرنوشتساز است، پس فردى كه وابسته به حركتى اصلاحى است، در مراحل فهم و تنظيم و عمل به تدريج پيش مىرود تا جايگاه حساسى در آن پيدا مىكند. هر لحظهاى كه بر وى از عمر همراه با حركت او مىگذرد، همچون لحظه خطيرى در نظر گرفته مىشود كه در آن بايد فتنه و ابتلا را تحمل كند،/ ٢٥ ولى در معرض فتنه بزرگ قرار نمىگيرد مگر آن گاه كه در زير سلطه قدرتهاى بى باك و بى ملاحظه در رو به رو شدن با مخالفان واقع مىشود، و در معرض الوان مختلف عذاب دادنهاى وحشيانه يا انحراف فريبنده قرار مىگيرد، پس اگر استقامت ورزد و اسرار خود را فاش نكند، جاودانى و بزرگوارى او با دردى كه كشيده يا خونى كه از او رفته است، در تاريخ به ثبت مىرسد.
و صورتهايى اجتماعى از اين گونه فتنهها را در زندگى ملتها مشاهده مىكنيم، ولى در آن فتنهها نيست كه به نام چالش و ضد چالش خوانده مىشود و معمولا در اقتصاد و سياست و تركيب آنها پيش مىآيد، بلكه در مواجهه قاطعى است كه براى يك ملت در هنگام ايستادن در برابر دشمنى قويتر از لحاظ تسليحات و پيشرفت و شماره افراد پيش مىآيد، پس اگر بتواند ايستادگى كند به عنوان مجد و بزرگى آن ملت ثبت مىشود، و اگر شكست بخورد، سرنوشت آن تغيير پيدا مىكند.
همچون گواه و نمونهاى بر اين رنگ از فتنهها در تاريخ، فتنهاى است كه موسى و قومش از يك سو و فرعون و كسان و سپاهيانش از سوى ديگر در معرض آن قرار گرفتند، و به شكست كسانى انجاميد كه برتر از چالش با بزرگى دروغين موجود در خودشان ارتقا پيدا نكرده بودند، پس منحرف شدند و تمدن آنان براى هميشه پايان پذيرفت.
بنا بر اين فتنههاى بزرگ قاطع و سرنوشتساز است، و سؤالى كه در آن جا