تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٢ - شرح آيات
ويل در آخرت تجسمى از ويل در دنيا است، و خداوند منتقم جبار براى كسانى كه پيوسته بر خداى عزّ و جلّ دروغ مىبندند و مرتكب گناهان و كارهاى زشت مىشوند، اين ويل را آماده كرده است.
[٨] يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ تُتْلى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً مىشنود كه آيات خدا را بر او تلاوت مىكنند و سپس بر استكبار اصرار مىورزد.
بر كفر خود، براى استكبار بر حقى كه شنيده است اصرار مىورزد. آيات حق را مىشنود ولى همچون ناشنيده مىگذرد ...
كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها چنان است كه گويى آن را نشنيده است.
/ ٧٦ از اين گفته خدا ثُمَّ يُصِرُّ الهام مىگيريم كه شدت آشكار بودن آيات خدا به درجهاى است كه انسان را مجبور و وادار به ايمان مىكند، ولى مستكبرى كه عزم بر دروغگويى اعتقادى و گناه عملى جزم كرده است، به وسايل گوناگون به استكبار بر حق مىپردازد، و در برابر آثار هدايت مقاومت نشان مىدهد، و همچون كسى است كه در فصل بهار خود را از استشمام بوهاى خوش گلها محروم كرده باشد، يا در روزى سرد خود را از قرار گرفتن در برابر اشعه خورشيد نگاه دارد، و بايد جهدى بيشتر به خرج دهد تا بتواند از تأثير پرتوهاى هدايت در قلب خود جلوگيرى به عمل آورد.
فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ پس او را به عذابى دردناك بشارت ده.
عذابى متناسب با اصرار بر كفر و ارتكاب گناه.
[٩] و با وجود جلوگيرى كافر از آن كه آثار هدايت به حريم قلب او راه پيدا كند، و آن را با بارويى از استكبار و دروغ و گناه مىپوشاند، موجهايى از هدايت از اين پردهها مىگذرد و به قلب او مىرسد و در آن مستقر مىشود، ولى او هر چه زودتر ايستار استهزاء و ريشخند برخاسته از تحقير حق و اهل آن به خود مىگيرد ... و در اين هنگام است كه حجت خدا بر او تمام مىشود، چه پس از علم پيدا كردن به حق به كوچك شمردن آن پرداخته است.
وَ إِذا عَلِمَ مِنْ آياتِنا شَيْئاً اتَّخَذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ و