تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧١ - شرح آيات
كردن ما در آن چيست؟
آرى، انسانى كه ايمان از او سلب شده باشد، نمىتواند طبيعت زندگى را بشناسد، و در برابر دشواريهاى آن مقاومت ورزد، و در نتيجه زندگى او در رنجى بيهوده سپرى مىشود.
ب: علاقه نفسى از آن جهت كه قلب و عقل و فطرت انسان همه بر اساس شناختن خدا آفريده شده است فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها، [٢] ولى به سبب عمل/ ٧٥ فاسدى كه بر قلب غالب مىشود، انسان نگونسار مىشود و پردههاى گمراهى و عصبيتها و عقدهها در آن تراكم پيدا مىكند و ديگر حق را نمىبيند.
و به همين سبب در دعاى مأثور از امير المؤمنين عليه السلام آمده است
«خدايا! قلب من در پرده و محجوب است، و نفسم معيوب، و عقلم شكست خورده و مغلوب، و هواى نفسم غالب، و فرمانبرداريم اندك، و نافرمانى و معصيتم فراوان، و زبانم معترف به گناهان، پس چاره من چيست اى داننده غيبها، و اى پوشاننده عيبها، و اى زايل كننده غصهها و ناراحتيها! تو را به حرمت محمد و آل محمد سوگند مىدهم كه همه گناهان مرا ببخشى، يا غفّار يا غفّار يا غفّار!». [٣] پس قلب انسان با غفلت پوشيده مىشود، و سبب همه اينها انبوهى و تراكم گناهان است، از همين روست كه مؤمن از آنها به خدا پناه مىبرد، و آمرزش گناهانش را از او مىخواهد و متوسل به حرمت و احترام محمّد و آل محمّد مىشود، تا مگر قلب به فطرت پاكيزه خود باز گردد. و خداوند سبحانه و تعالى به راههاى گوناگون حجابهاى قلب را از ميان مىبرد، و از جمله اين حجابها است حبّ ذات و خودخواهى كه با ترساندن و بيم دادن از بين مىرود، و بيان اين مطلب كه دور شدن از حق هيچ سودى براى آدمى ندارد، بلكه ويل و عذاب و خوارى براى هر دروغگوى گناهكار است، و ويل هلاك است و درهاى در جهنم آكنده از چرك و كثافت، و
[٢] - الروم/ ٣٠.
[٣] - مفاتيح الجنان، دعاى صباح.