تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٥ - شرح آيات
است تا اگر همچون سگان پرداختن به دنيا و به جان هم افتادن ايشان را بر سر آن، و پشت كردنشان را به اهل تقوا مشاهده مىكنند، پريشان نشوند، چه خدا از آنان خبر دارد و مىداند كه چه مىكنند، و زمام امور به دست او است، و او پرهيزگاران را گرامى مىدارد، و گواه بودن او كافى و پاداش دهندگى دادگرانه او بسنده است.
[١٤] از آن نظر كه گذشتن و چشمپوشى از حميت و رگ جاهليت و مخصوصا براى اعرابى دشوار است كه قرنهاى پياپى تسبيح گوى بزرگواريها و مفاخر پدران و نياكان خود بودهاند، قرآن كريم به ما يادآورى مىكند كه ايمان تنها تسليم شدن ظاهرى به دين تازه نيست، بلكه به معنى تغيير ژرفى در شخصيت است كه بايد عملا آشكار شود، و كسى كه چنان تصور كند كه امكان جمع كردن ميان ارزشهاى جاهليت و دين وجود دارد، معنى دين را نفهميده است. مگر نه چنان است كه دين وسيله شفا يافتن از بيماريهاى جاهليت است ... و جانشين صالح و شايستهاى براى ارزشهاى فاسد، پس چگونه آن دو مىتوانند با هم جمع شوند؟
/ ٤٤١ دين حق جهادى پيوسته عليه جنبههاى بد و منفى بشريت است. با وسايل جدايى خون و رنگ و زمين سازگارى ندارد. بر ضد ارزشهاى نسبى و آدابى و عرفيات كهنه شده است. متضاد با هوى و شهوتها و نادانى و حزب بازى است ...
پس هر كس بتواند فرمانبردارى را خالص به خدا و فرستادهاش اختصاص دهد (و از آداب و ميراث گذشتگانش چشم بپوشد)، و در راه اصلاح جامعه خويش بكوشد، كسى است كه به تراز ايمان ارتقا يافته است.
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا اعراب گفتند كه ايمان آورديم، بگو كه: ايمان نياورديد، بلكه بگوييد كه تسليم شديم و اسلام آورديم.
و فرق ميان آن دو در اين است كه اسلام تسليم شدن به دين است با تسليمى ظاهرى ... به پذيرفتن شهادتين و خاضع بودن به احكام شرعيه، در صورتى كه ايمان به معنى انقلابى حقيقى است كه در نفس و جان آدمى صورتپذير مىشود.