تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٧ - غيبت كننده در ولايت شيطان است
است كه سبب مصيبتهاى مسلمانان امروز است. و چون در آن امعان نظر كنيم، خواهيم ديد كه بيشتر آنها جنبه نفسى و روانى دارد، پس به سبب نظر منفى داشتن به بعضى از افراد، اختلاف ميان ما فزونى يافته است، و غيبت مايه انتشار نظر منفى و سلبى است. پس اگر به تعليمات اسلام درباره معامله و معاشرت با يكديگر بر اساس اعتماد عمل مىكرديم، و عيبها را پوشيده نگاه مىداشتيم، و نيكيها را اشاعه مىداديم، و به گسترش روحيه مثبت مىپرداختيم، همچون برادرانى به كمك يكديگر بر مىخاستيم، و به همين سبب نصوص دينى مردمان را از غيبت كردن بر حذر داشتهاند و آن را سبب بيرون آمدن از ولايت خدا كه جايگاه يگانگى و صفا است/ ٤٢٤ و در آمدن به ولايت شيطان دانستهاند.
كسى از امام صادق عليه السلام پرسيد كه: يا بن رسول اللَّه، به من خبر ده كه شهادت چه كس پذيرفته است و از چه كس پذيرفته نيست؟ و او گفت
اى علقمة، هر كس كه بر فطرت اسلام باشد، شهادت او جايز است»، و گفت كه من به او گفتم: آيا كسى كه گناه كرده باشد شهادتش پذيرفته است؟ و او گفت
اى علقمة! اگر شهادت گناهكاران پذيرفته نباشد، ديگر جز شهادتهاى پيامبران و اوصياء صلوات اللَّه عليهم هيچ گواهى و شهادتى نبايد قابل قبول باشد، چه فقط آنان معصوماند و ديگر مردمان چنين نيستند، پس هر كس كه به چشم خود نديده باشى كه گناه مىكند يا دو گواه عادل به گناهكارى او شهادت نداده باشند، از اهل عدالت است و شهادتش پذيرفته، هر چند در نفس خود گناهكار بوده باشد، و هر كس كه غيبت او كند از آنچه در آن است از ولايت خداى عزّ و جلّ خارج و به ولايت شيطان داخل شده است». [٩٠] اسلام چنان مىخواهد كه اجتماع بر پايه اعتماد ايستاده باشد، و هر كس كه اين پايه را متزلزل كند و سبب پيدا شدن محيط بى اعتمادى در ميان اعضاى آن
[٩٠] - همان كتاب، ص ٢٤٨.