تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٥ - شرح آيات
او؟ مگر آدمى در آن تلاش نمىكند كه به كرامت دست يابد و مورد تقدير قرار گيرد؟ پس اگر كسى غيبت او كند به شخصيت او آسيب رسانيده، و/ ٤٢٢ كرامت او را كه عزيزتر از جسد او است مورد تجاوز قرار داده است، و چون در حضور خود او چنين نكرده، بدان مىماند كه گوشت او را پس از مرگش خورده باشد.
چه هولناك است اين تشبيه؟ و براى بر انگيختن و جدان انسانى آزاد چه بيم دهنده نافذى است؟ و چگونه كتاب پروردگار ما حقايق بزرگ را به فهم ما نزديك مىكند، و آن هم با اين بلاغت نافذ و مؤثر ... و چگونه ما را بر آن بينا مىسازد كه بشر همچون موجودات زنده ديگر نيست كه تنها حياتى مادى در حدود بدن خود دارند، بلكه با نام و شهرت خود در افق مكان و زمان تا آن حد كه گسترده است امتداد پيدا مىكند ... و گاه انسان جسد خويش را براى حفظ كرامت خود فدا مىكند، و آيا اين دليل بر آن نيست كه كرامت انسان در نزد او بزرگتر از شخص او است؟ و بنا بر اين تجاوز به آن كمتر از تجاوز به بدن او نيست ... و غيبت تجاوزى آشكار بر كرامت شخص است و سخت حرام است.
از همين روست كه در نصوص پياپى ما را از غيبت بر حذر داشتهاند كه به منزله خوردن گوشت شخص در معرض غيبت قرار گرفته پس از مرگ او است.
روايت كردهاند كه شخصى سخت و دقيق نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله آمد و اعتراف كرد كه مرتكب زنا شده است و سنگسار شد، و سپس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شنيد كه يكى از اصحابش به ديگرى مىگويد: نگاه كن به اين مرد كه خدا عيبش را پوشيده نگاه داشت، و نفس وى او را به حال خود نگذاشت تا همچون سگ سنگباران شد، پس ساكت ماند و ساعتى صبر كرد تا از كنار مردار خر چلاقى گذشت و پرسيد كه فلان و فلان كجا هستند؟ و آنان گفتند كه: ما اين جا هستيم يا رسول اللَّه! پس گفت: فرود آييد و از مردار اين خر بخوريد، و آن دو گفتند: چه كس چنين چيزى را مىخورد؟ گفت: آن كارى كه درباره آبروى برادرتان كرديد بدتر از خوردن اين مردار است، و سوگند به آن كه جانم به دست او است كه او