تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٤ - شرح آيات
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ كسانى كه دوست دارند فاحشه و كار زشت در ميان كسانى كه ايمان آوردهاند شيوع پيدا كند، به عذابى دردناك معذب خواهند شد».
در پاسخ كسى كه درباره غيبت از او سؤال كرده بود گفت (عليه السلام)
غيبت عبارت از آن است كه درباره دين او چيزى بگويى كه مرتكب آن نشده است، و كارى از او را عليه وى فاش سازى كه خدا آن را پنهان نگاه داشته است و براى آن حدّى نسبت به او جارى نشده است». [٨٣] در اين نص مىبينيم كه چگونه كلمه غيبت جنبه عام پيدا كرده و بهتان را شامل شده و چگونه به عيبهاى پنهان اختصاص پيدا كرده است، اما ذكر عيبى كه صاحب آن آشكارا به آن مىپردازد، غيبت به شمار نمىرود، و در روايتى از ابو الحسن عليه السلام آمده است كه گفت
هر كس پشت سر مردى چيزى بگويد كه در او وجود دارد و مردمان از آن آگاهند، از او غيبت نكرده است، ولى اگر مردمان از آنچه در او هست خبر نداشته باشند، ذكر آن در غياب او غيبت است، و هر كس از وجود چيزى در كسى در غيابش سخن گويد كه در او وجود ندارد، به او بهتان زده است». [٨٤] بدين گونه اسلام براى فاسق متجاهر به فسق خود حرمتى قايل نشده است.
در روايتى نبوى آمده است: «از آنچه در فاجر وجود دارد ياد كنيد تا مردمان از او بر حذر باشند». [٨٥] أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ آيا احدى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خويش را بخورد، و شما آن را ناخوش مىداريد؟
غيبت اين چنين است. آيا شخصيت انسان در نزد او بزرگتر است يا شخص
[٨٣] - بحار الانوار، ج ٧٥، ص ٢٤٠.
[٨٤] - همان كتاب، ص ٢٤٥.
[٨٥] - القرطبى، ج ١٦، ص ٣٣٩.