تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١١ - شرح آيات
دوستى و عواطف نيكيم، ولى مگر اينها در همه فرزندان آدم وجود ندارد، پس چرا خواستار آنيم كه ديگران به ما احترام گذارند، و براى هيچ كس ديگر قايل به احترام نيستيم؟
بياييد تا لحظهاى بينشها و بصيرتهاى خويش را، در آن هنگام كه انسانى نظير خود را در معرض تمسخر قرار دادهايم، به كار اندازيم، آيا معنى اين كار آن نيست كه من در اين هنگام به تمسخر خويشتن نيز پرداختهام؟
آرى، كسانى كه از ارزش اراده و عقل و دوستى و عواطف در جانهاى خود غافلاند، آن كساناند كه به وجود اين چيزها در ديگران كفر مىورزيد و سپس به استهزاى ايشان مىپردازند. آنان از انسانيت خود بيرون مىآيند و سپس بر خود روا مىدارند كه حرمت ديگران را از ميان ببرند.
سياق از اين جا براى كندن ريشههاى اختلاف اجتماعى با منع كردن از پرداختن به استهزاى ديگران آغاز مىكند و مىگويد
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، نبايد گروهى از شما گروه ديگر را مسخره كنند.
/ ٤١٠ از آن روى مؤمنان را طرف خطاب قرار مىدهد كه اين صفت متناسب با ايمان آنان به خدا نيست، مگر ايمان به خدا به معنى حذف كردن ارزشهاى زمين و پاك كردن نفس از احترام مال و فرزند و شهرت و زمين و ... و ... نيست كه معمولا سبب تفاخر مىشود؟ و در آن هنگام كه پروردگار ما را از استهزا نهى مىكند، بدان سبب است كه اين نخستين گام در راه به پايان رسيدن است.
چگونه؟
از بزرگترين مفاخر و صفات بشر شرم و حيا است، كه انسان با فطرت پاكيزه خود چنان احساس مىكند كه ديگران را حرمت و احترامى است كه ناگزير بايد در حق ايشان ادا شود، و آن كه شرم و حيا داشته باشد، در انديشه تجاوز كردن به ديگران نمىافتد. پس چگونه ممكن است به غضب كردن حقوق و دشمنى و تجاوز نشان دادن نسبت به ايشان بپردازد؟