تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٦ - حكومتهاى ستمگر
و دوستى در ميان ايشان است، و اگر جز اين باشد نه تنها كار كردن با هم دشوارتر مىشود، بلكه سبب خرد شدن اعصاب و روى هم انباشته شدن كيفيات و امور سلبى و منفى است. و اگر كار اصلاح روزانهاى كه مؤمنان به مناسبت برادرى در اختلافاتى كه در ميان ايشان مىشود نمىبود، روى هم متراكم شدن امور منفى راه را براى مبارزات بزرگى هموار مىساخت كه گاه به جنگ مىانجامد، از آن روى كه هر يك از آنان گروهى از مؤمنان را در پيرامون خود دارد،/ ٤٠٤ و در نتيجه به جاى آن كه مبارزه همچون پيشتر ميان دو نفر صورت بگيرد به مبارزه ميان دو گروه تبديل مىشود.
اسلام تشريعات و مقررات فراوانى براى تنظيم روابط ميان مؤمنان وضع كرده است، ولى در صورتى كه از هدف اعلاى آنها آگاه نباشيم و نتوانيم آنها را به گونهاى مورد تطبيق قرار دهيم به اين هدف تجسم يافته در پيريزى حالت برادرى ميان مؤمنين نخواهيم رسيد و از آن سود چندانى به دست نخواهيم آورد، بلكه علاوه بر اين لازم است كه بر تشريعات دينى مقررات اخلاقى و حتى لوايح قانونى به منظور تحقق يافتن اصلاح داشته باشيم ... چنان كه دين، مثلا، احكام فراوانى براى رعايت تندرستى وضع كرده است، و بر ما است كه: نخست آنها را به گونهاى به كار بريم كه به اين هدف برسيم، و ثانيا، قوانين تازهاى براى رسيدن به آن هدف وضع كنيم تا در هنگام نيازمندى تندرستى آنها را اجرا كنيم، همچون تأسيس خانههاى تندرستى يا پاكيزه كردن خيابانها و راهها يا مراكز قرنطينه پزشكى و نظاير اينها.
آموزشهاى دينى مربوط به مقاصد عمومى همچون تندرستى و اصلاح و عدالت و عزت و كرامت و مانندهاى اينها را مىبايستى عملى سازيم و آنها را در مقايسه با آن احكام دينى كه در صدد تحقق بخشيدن به اين گونه مقاصد است، اولويت دهيم، و روا نيست كه اين اوامر را مهمل گذاريم و چنان فرض كنيم كه همچون آموزشهاى اخلاقى كلى است كه هيچ حكمى را واجب نمىسازد.
شايد خاتمه آيه اشاره به اندازه وجوب اين امر كلى باشد كه مىگويد