تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٢ - حكومتهاى ستمگر
مؤمنان نيز پيوسته روابط فساد يافته ميان خود را با يكديگر اصلاح مىكنند تا به صورت برادران در آيند.
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ مؤمنان حتما برادران يكديگرند.
و كلمه به صيغه حصر بيان شده است تا به ما يادآورى كند كه آن ايمان كه پيوستگان به خود را به حالت برادرى نرساند، ايمانى سست و ناقص است، پس در اين جا تقوا اندازه گيرى مىشود و نفوس براى ايمان صفا پيدا مىكند، و صادقون و راستگويان از منافقان باز شناخته مىشوند.
دهها نظام اجتماعى، و صدها سفارش اخلاقى پياپى در دين به ما رسيده تا چنان شود كه مسلمانان به حالت برادرى ايمانى برسند، و هر وقت به مخالفت بعضى از آنها برخيزيم، ايمان در دلها ضعيف و رقيق مىشود به همان گونه كه يك حبه نمك در دريا چنين مىشود ... و رواياتى پياپى در سفارش حقوق برادران ايمانى به ما رسيده است و بياييد تا به يكى از آنها گوش فرا داريم و شايد بتوانيم آن مجتمع مثالى را كه در برابر تند بادهاى فتنه و مبارزه مىتواند دوام كند، به وجود آوريم.
از امام على عليه السلام روايت شده است كه گفت: رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله چنين گفت: «مسلمان را بر برادرش سى حق است كه جز به گزاردن آن حقوق براءت حاصل نمىكند، مگر اين كه عفو و بخشش سبب آمرزش لغزش و گناه او شود، و عبرت او را در معرض رحمت قرار دهد، و عورت او پوشيده دارد، و پوزشخواهى او را بپذيرد، و به نصيحت او ادامه دهد، و دوستى او را محفوظ بدارد، و ذمه او را مراعات كند، و دعوت او را اجابت كند، و هديه او را بپذيرد، و صله او را باز پس دهد، و نعمت او را سپاس گزارد، و يارى كردن به او را نيك شمارد، و از همسر او حمايت كند، و حاجت او را بر آورد، و خواسته او را بر آورد، و عطسه او را رحمك اللَّه گويد، و سلام او را پاسخ دهد، و انعام او را نيكو شمارد، و سوگندهاى او را راست داند، و دوست او را دوست خود داند، و با او به دشمنى بر نخيزد، در ظالمى و مظلومى ياور او باشد: كه نصرت او در صورت ظالم بودن او را از ظلم