تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٥ - شرح آيات
حتى احاديث رسول و اهل بيت او را بر قرآن عرضه كنيم، تا چه رسد به كارهاى آدميزادگانى همچون ما؛ و از اين گذشته، هر نسلى معلومات دينى خود را از نسلى مقدم بر خود اخذ مىكند، پس آيا معقول است كه براى همه نسلها معتقد به وجود هالهاى از معصوميت شويم، و، مثلا، ميان صحابه و نسل تابعان كه پس از ايشان آمدند، در اين كه هر كس ملحق به آنان شود نشانهها و معلومات دينى را از آنان فرا مىگيرد، چه فرقى وجود دارد؟ پس به همان گونه كه علماى مسلمان ميان تابعان بر حسب قوانين علم رجال تمايزهايى قايل شدند و گفتند: فلانى ثقه و مورد اعتماد است و دين خود را از او بگيريد، و آن ديگرى جعّال است، و سومى مجهول الحال است و از او حديث نپذيريد، به همان گونه هم شايسته است كه براى نسل پيش از ايشان نيز چنين كنيم و، مثلا، ميان ابو ذر غفارى، كه آسمان سايه بر سر كسى نيفكنده، و زمين بر خود كسى را حمل نكرده كه لهجهاى راستگوتر از او داشته باشد، و سمرة بن جندب كه با معاويه بر سر احاديث جعل شده چانه مىزد، تمايز قايل نشويم.
و اگر رواياتى در فضيلت اصحاب رسيده است، بايد آنها را مقيد به راستگويان ايشان سازيم كه پس از رسول به حديث گفتن نپرداختند، به دو سبب
اول: به سبب معارضه آن با روايات به جا مانده ديگرى از پيغمبر (ص)، كه تأكيد بر آن دارد كه بعضى از صحابه پس از او به روايت كردن حديث مىپردازند، و آنان را در روز قيامت از حوض چنان دور مىكنند كه شتر را مىرانند، و اين كه پس از وى سخنان شايع در ميان مردم فراوان مىشود، پس آن كس كه بر وى دروغ بندد بايد منتظر اقامتگاه خود در آتش باشد.
دوم: بدان سبب كه بايد كتاب خدا را مقياسى براى شناخت حدود احاديث رسول قرار دهيم، و خداوند سبحانه و تعالى مىگويد قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ بگو: آيا كسانى كه مىدانند با كسانى كه