تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٠ - شرح آيات
جاى تعجب نيست كه قرآن حكمى را بيان كرده باشد كه معمولا در ميان امتها تحقق پيدا مىكند، حتى اگر در هنگام نزول قرآن اتفاق نيفتاده باشد، و مسلمانان شاهد جنگى خونين ميان خود در قرن اول هجرى بودند كه شايستگى تأويلى براى اين آيه داشته باشد، و مفسران به تفصيل درباره آن جنگ سخن گفتهاند، و ما نيز به نوبه خود ياد كردن از قسمتى از آنچه آغاز كنندگان چنين تأويلى نقل كردهاند مىپردازيم، و آنچه را كه قرطبى از قاضى ابو بكر بن المغربى در تفسير خود آورده است در اين جا نقل مىكنيم
اين آيه اصلّى در جنگ مسلمانان است، و منبعى عمده در حرب تأويل كنندگان، و صحابه به آن تكيه مىكردند، و بزرگان اهل ملت به آن پناه مىبردند، و پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- آن را مورد استناد قرار داد با گفتهاش: «عمّار را گروه ستمگر خواهند كشت»، و گفتهاش عليه السلام در شأن خوارج: «خروج مىكنند بر بهترين گروه، يا در حين جدايى» كه روايت نخستين صحيحتر است، به سبب گفته او عليه السلام: «مىكشند ايشان را شايستهترين طايفه به حق» و آن كه ايشان را كشت على بن ابى طالب و كسانى همراه با او بودند، پس در نزد علماى مسلمانان و به دليل دينى به اثبات رسيد كه على رضى اللَّه عنه امام بوده، و كسانى كه بر او خروج كرده بودند باغى و ستمگر بودهاند، و جنگ كردن با چنين كسى تا آن زمان كه به حق باز گردد و مطيع صلح شود واجب است، بدان جهت كه عثمان رضى اللَّه عنه كشته شد در حالى كه صحابه از ريختن خون او برى بودند، زيرا او از جنگ كردن با كسانى كه عليه او شورش برخاسته بودند خوددارى ورزيد و گفت: من اولين كسى نيستم كه پس از رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم در امت او به جنگ برخيزم، پس بر بلا بردبارى كرد، و به محنت و سختى تسليم شد و خود را فداى امت كرد، و پس از آن ممكن نبود كه مردم را به حال خود رها كنند، پس بر باقى صحابه كه (عمر) در شورا نام آنان را برده بود عرضه شد كه آن را رد كردند، و على كرّم اللَّه وجهه احقّ به آن و شايسته آن بود،/ ٣٩١ پس آن را براى جلوگيرى از ريخته شدن خون امت بر اثر قيام ناروا عليه يكديگر و كشيدن كار به