تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٦ - صلح حديبية
سپس گذشته را به ياد ايشان آورد و گفت: «آيا جنگ احد را فراموش كردهايد كه دور مىشديد و براى احدى نمىايستاديد و من پشت سر شما بودم و شما را مىخواندم؟! آيا جنگ احزاب را از ياد بردهايد كه از بالاى سر و از پايين شما مىآمدند و چشمها منحرف شده و دلها به حنجرهها رسيده بود، و به خدا گمانها مىبرديد؟!، گفتند: خدا و رسولش راست گفتند و اين فتح بزرگترين فتح است، به خدا سوگند اى نبىّ اللَّه كه ما در آنچه تو انديشيدهاى نينديشيده بوديم، و تو به خدا و به امور ما داناترى، پس خدا سوره فتح را نازل كرد». [١٥] در عيون الاخبار با اسناد به علىّ بن محمد بن الجهم آمده است كه گفت
در مجلس مأمون حاضر شدم كه امام رضا در نزد او بود، پس مأمون گفت: اى پسر رسول خدا! آيا اين گفته از تو نيست/ ٣٠٦ كه پيامبران معصومند؟ و او گفت: آرى، اين گفته من است، و مأمون گفت: پس مرا از اين گفته خداى تعالى آگاه كن
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ و رضا (عليه السلام) گفت
در نظر مشركان مكه گناه هيچ كس از رسول اللَّه (صلّى اللَّه عليه و آله) بيشتر نبود، بدان سبب كه آنان غير از خدا سيصد و شصت بت را مىپرستيدند، و چون رسول خدا (ص) آنان را به كلمه اخلاص و گفتن «لا إله إلّا اللَّه» دعوت كرد، اين كار بر ايشان گران آمد أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ* وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ* ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ آيا خدايان را يك خدا قرار داد، كه اين چيزى شگفت انگيز است* و گروهى از ايشان بر اين نظر بودند كه بايد پيش بروند و بر خدايانشان بردبار باشند كه اين چيزى خواسته شده است* ما چنين چيزى را در ملت بازپسين نشنيدهايم و اين چيزى جز تازه در آمده نيست»، و هنگامى كه خدا مكه را براى پيامبرش (ص) گشود، به او گفت: اى محمد إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ ما فتحى براى تو كرديم
[١٥] - تفسير القمى، در ضمن تفسير آيه إِنَّا فَتَحْنا ....