تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥ - رهنمودهايى از آيات
اى عمرو! دينت را به مصر فروختى و بدا به حالت، پس مدتى دراز بود كه كجى و خميدگى اسلام را خواستار بودى، و سپس گفت: خدايا! تو مىدانى كه اگر مىدانستم كه رضاى تو در آن است كه خود را به اين دريا بيفكنم، چنين مىكردم، خدايا! تو مىدانى كه اگر بدانم كه رضاى تو در آن است كه نوك شمشير خود را در شكم خويش فرو كنم تا از پشتم بيرون آيد، چنين مىكردم، و اگر امروز بدانم كه عملى سبب رضاى تو مىشود، به انجام دادن آن خواهم پرداخت. و جنگيد تا اين كه با حق شهيد شد. ولى چرا عمّار (رضى اللَّه عنه) چنين ايستارى را برگزيد، و ابن عاص هزيمت در برابر فتنه را پذيرفت؟ براى آن كه عمار پيوسته با حق بود، و حتى در دقايق زندگانيش، و از زمانى كه به رسول (ص) ايمان آورد، تا آن جا كه امام صادق (ع) درباره او گفت: «عمّار در ميان دو امر (هر دو موجب رضاى خدا) اختيار نمىكند مگر سختترين از آن دو را». [٧] و شايد مقصود امام على (ع) در گفتهاش كه هم اكنون خواهد آمد، او را در نظر مىداشته است، «در گذشته مرا برادرى بود كه در راه خدا برادريم مىنمود.
خردى دنيا در ديدهاش وى را در چشم من بزرگ مىداشت ... و گاهى كه او را دو كار پيش مىآمد، مىنگريست كه كدام به خواهش نفس نزديكتر است تا راه مخالف آن را پويد». [٨] پس مايه شگفتى نيست كه زندگى اين مرد بزرگ به شهادت پايان پذيرفته باشد، در صورتى كه عمرو بن عاص بر بستر گناه و رذيلت از دنيا رفت، چه ابن العاص از شهرت عرب- بنا بر قول ابن قتيبه- بيش از آن مىترسيد كه از خدا، و پيش از آن كه خواستار رضاى خدا باشد در جستجوى رياست بود، و همين صفات پست بود كه در جان او در دهههاى پياپى/ ٢٨ از ايستار شكست خورده او در برابر فشارها و افسونهاى دنيا انباشته شد و زمينه را براى شكست خوردن سرنوشتساز برگزيدن دنيا بر دين آماده ساخت.
از اين جا به اهميت ايستارهاى روزانه و اندازه تأثير آنها بر مستقبل انسان
(٧، ٨)- نهج البلاغة، كلمات قصار شماره ٢٨٩، ص ٥٢٦.