تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٦ - شرح آيات
واجب الاهى كافر است، زيرا كه سخن گفتن قرآن از واقعيت كفر است نه از ظاهر آن، كه هر كس را كه اين واقعيت در او يافت شود در بر مىگيرد.
/ ٢٣١ اين سوره امتياز خاصى در اين جدايى دارد، و به همين سبب در حديث روايت شده از امام صادق (ع) آمده است: «هر كس بخواهد كه از حال ما و حال دشمنان ما آگاه شود، بايد سوره محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) را بخواند، كه آن را آيهاى درباره ما و آيهاى درباره ايشان خواهد ديد»، [١٤] يعنى با وضوح تمام از برنامه محمّد و آل حق او، و برنامه باطل مخالف ايشان سخن مىگويد.
أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ آيا آن كس كه بر بيّنه و دليلى از پروردگار خويش است.
پس با حق به طرفى مىچرخد كه حق دوران مىكند، و خود يا هواى خويش را محور دوران قرار نداده است.
كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ همچون كسى است كه بد كارى وى در نظرش آراسته شده و از جمله كسانى است كه پيروى هواهاى خود مىكنند؟
هرگز چنين نيست ... آنان برابر با يكديگر نيستند. ميان ايشان تفاوت بسيار است، آنان محورشان حق است، و محور اينان هواى نفس.
مؤمن مىانديشد و سپس سخن مىگويد، و برنامه ريزى مىكند و سپس به اجراى آن مىپردازد، در صورتى كه كافر و منافق بدون انديشيدن سخن مىگويد، و بدون هدف سالم به عمل بر مىخيزد، بدان سبب كه حق را مقياسى براى شؤون و امور زندگى خود قرار نداده است، مگر امام على (ع) نگفته است: «زبان خردمند از پس دل او است، و دل نادان در پس زبان او». [١٥] مؤمن مىداند كه ممكن است گاهى خطا كند و از راه حق منحرف شود، و
[١٤] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٤.
[١٥] - نهج البلاغة، كلمات قصار، شماره ٤٧٦.