تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥١ - شرح آيات
كه لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ تو را بر ايشان سيطره و تسلطى نيست»، و نيز گفته است لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِ در دين اجبار و اكراهى نيست، چه راه از بيراهه و هدايت از ضلال باز شناخته و جدا شده است».
خدا مردمان را آزاد آفريده است و آنان را مىآزمايد، و شايد از اين آيه چنين به دست آيد كه مسئوليت دعوت كنندگان به حق و حاملان رسالت منحصر در ابلاغ اين رسالت است، و حتى اگر نيروى بازدارندهاى نيز در اختيار داشته باشند، توسل به آن براى مجبور كردن مردم به پيروى از رشد و هدايت پسنديده نيست، پس با وجود سيطره طبيعى پدر و مادر بر فرزند، در آن هنگام كه همچون خوانندهاى به حق با فرزندشان رو به رو مىشوند، مىبايستى تمام توجه خود را به آن معطوف دارند كه با حجت و برهان او را قانع كنند و نه با اجبار و اكراه، كه معمولا از اين راه به مقصود مىرسند، ولى اگر شكست بخورند، امرى است كه به/ ١٥٧ آزادى انتخاب راه از طرف فرزندى باز مىگردد كه نسبت به حق تمرد كرده و آن را از آداب و رسوم كهنه و انديشههاى ارتجاعى تصور كرده است.
فَيَقُولُ ما هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ پس مىگويد كه اينها چيزى جز اسطورههاى پيشينيان نيست.» و از اين كلمه چنان بر مىآيد كه او نسبت به گذشته تمرد نشان مىدهد، و آن را نماينده خرافه و دروغ مىداند، و اين نتيجه مبارزه نسلها است كه نسل در حال پيشروى را از فرهنگ نسل حاكم و تجربهها و عبرتها و پندهاى آن محروم مىسازد، و پيوستگى تمدنى را كه اساس پيشرفت ملتها است از ميان مىبرد.
اين كيفيت شوم آثار بد و زشت خود را بر ما مسلمانان عصر جديد بر جاى گذاشته است كه در آن جوانان بدون تميز دادن ميان آداب و عادات و نتايج تجربه خوب و بد پدران خود يكباره آنها را طرد مىكنند و در آن مىكوشند كه از بيگانگان تقليد كنند، و به كلاغى مىمانند كه چون خواست از طاووس در راه رفتن تقليد كند و توفيق نيافت و هر دو گونه راه رفتن را از دست داد.
آن كس كه اصالت نداشته باشد، نمىتواند از آزمايشهاى ديگران