تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٩ - رهنمودهايى از آيات
آنها را با عظمت هولناك آنها آفريد، پس او قوى و عزيز است، و چون ساختن آن بر شالودهاى از حق بود، پس او حكيم است.
از اين آيه چنين الهام مىگيريم كه حكمت خدا مقتضى محدوديت آفرينش بوده، و به همين سبب در آن اجلى معدود و حدى محدود مشاهده مىشود، و بدين گونه زمان جزئى از حقيقت آفرينش به شمار مىآيد، و چه بسا كه اگر تدبّرى بيشتر در حرف بايى بكنيم كه براى كمك خواستن به كار مىرود، آفاق گستردهاى در برابر ما گشوده شود، مثلا: از خود بپرسيم كه سياق قرآن در آنچه به اجل مربوط مىشود آن را به همان گونه به كار برده است كه در هنگام سخن گفتن از حق به كار برده بود، پس آيا مىتوانيم از اين جا چنين نتيجه گيرى كنيم كه حق و اجل دو مركز و محور آفرينش است، بنا بر آن كه حق بيان كننده نظام حقى باشد كه آفريدگان را به حركت در مىآورد، و اجل نماينده جنبه/ ١٢٦ مادّى آفريدگان است و سپس آيا مىتوانيم بگوييم كه حق تجلى اسم حكمت است و اجل تجلّى اسم عزت؟ هر چه باشد، خدا در جاهاى متعددى از قرآن به همين گونه عمل كرده و- مثلا- در سورة الاعراف (آيه ٥٤) چنين گفته است إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ، و در سوره فصّلت (آيه ٩- ١٠) بدين گونه قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِكَ رَبُّ الْعالَمِينَ* وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ.
بايد با توجه به اين حقيقت در آنچه به ايستار ما در مقابل وقتى كه جزئى از حقيقت ما است مربوط مىشود، زندگى كنيم، و اين كه فهم زمان مركزى اساسى در حكمت بشر است و سلامت عقل و رشد تمدن او.
ناگزير بايد اين را بدانيم كه ما- افراد بشر- همچون چيزهاى ديگر، چنانيم كه شب و روز در پى هم بر ما مىگذرد، و مرگ در كمين ما است، و بنا بر اين شايسته چنان است كه بترسيم و بيمناك باشيم، نه از آن نظر كه زندگى اين دنياى ما پايان مىپذيرد و مرگ بر درهاى آن قفل مىزند، بل از آن روى كه