تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٦
تابش آفتاب و مانند آن است، و از آنجا كه جهنم اين دگرگونى و آزار را به نحو شديد دارد، يكى از نامهاى آن «سقر» است، و مراد از «مَسّ»، همان تماس گرفتن و لمس كردن است، بنابراين، به دوزخيان گفته مىشود: بچشيد! حرارت سوزانى را كه از لمس آتش دوزخ حاصل مىشود، بچشيد، و نگوئيد اينها دروغ، خرافه و اسطوره است.
بعضى معتقدند: «سَقَر» نام تمام دوزخ نيست، بلكه بخش خاصى از دوزخ است كه سوزندگى فوقالعاده عجيبى دارد، چنان كه در روايتى از «امام صادق» عليه السلام نقل شده: «درهاى است به نام «سقر» كه جايگاه متكبران است، و هر گاه نفس بكشد دوزخ را مىسوزاند»!. «١»
***
و از آنجا كه ممكن است خيال شود: اين عذابها با آن معاصى، هماهنگ نيست، در آيه بعد، مىافزايد: «ما هر چيزى را به اندازه آفريديم» «إِنَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ».
آرى، هم عذابهاى دردناك آنها در اين دنيا روى حساب است، و هم مجازاتهاى شديد آنها در آخرت، نه تنها مجازاتها، كه هر چيزى را خدا آفريده روى حساب و نظام حسابشدهاى است، زمين و آسمان، موجودات زنده و بىجان، اعضاى پيكر انسان، و وسائل و اسباب حيات زندگى، هر كدام روى حساب و اندازه لازم است، و چيزى در اين عالم بى حساب و كتاب نيست؛ چرا كه آفريده آفريدگار حكيمى است.
***
پس از آن مىفرمايد: نه تنها اعمال ما از روى حكمت است، بلكه توأم با