تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩
خدا نسبت مىدهد و «بما آتاكم» مىگويد، چرا كه فوت و فنا در ذات اشياء افتاده است، اين وجود است كه از فيض خداوند سرچشمه مىگيرد.
آرى، اين مصائب، شكننده تفاخر و غرور است، لذا در پايان آيه مىافزايد:
«خداوند هيچ متكبر فخرفروشى را دوست ندارد» «وَ اللَّهُ لايُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ».
«مُختال» از ماده «خيال» گرفته شده و به معنى «متكبر» است، زيرا تكبر، از خيال فضيلت، و پندار برترى بر ديگران، پيدا مىشود، و «فخور» صيغه مبالغه از ماده «فخر» به معنى كسى است كه بسيار بر ديگران فخرفروشى مىكند.
تنها كسى گرفتار اين حالات مىشود كه مست ناز و نعمت گردد، ولى وجود آفات و مصائب، براى آنها كه قابل بيدارى و هدايتند اين مستى و آثار آن را از بين مىبرد.
افراد با ايمان، با توجه به اصل فوق، هنگامى كه به نعمتى از سوى خدا مىرسند، خود را امانتدار او مىدانند، نه از رفتن آن غمگين مىشوند، نه از داشتن آن مست و مغرور، در حقيقت آنها خود را همچون مسئولان بيت المال مىدانند كه يك روز اموال زيادى را دريافت، و روز ديگر هزاران هزار، پرداخت مىكنند، نه از دريافتش ذوق زده مىشوند، و نه از پرداختش غمگين.
و چه تعبير جالبى دارد امير مؤمنان على عليه السلام درباره همين آيه، آنجا كه مىگويد: الزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لاتَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ مَنْ لَمْيَأْسَ عَلَى الْمَاضِي، وَ لَمْيَفْرَحْ بِالآتِي فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَيْهِ!: «تمام زهد در ميان دو جمله از قرآن است، آنجا كه خداوند سبحان مىفرمايد: ... به خاطر آنچه از دست دادهايد، غمگين نشويد، و به آنچه خدا به شما داده دلبسته و مغرور نباشيد»، بنابراين، هر كس بر گذشته