تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٤
روزى، و در اينجا مناسب همان معنى اول است.
***
پس از ذكر اين نعمتهاى گوناگون مادى و معنوى، در آخرين آيه مورد بحث، جن و انس را مخاطب ساخته، مىگويد: «پس كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مىكنيد»؟! «فَبِأَىِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ».
نعمتهائى كه يكى از ديگرى گرانبهاتر و پرارزشتر است، نعمتهائى كه سراسر زندگى شما را در برگرفته، و هر يك نشانه روشنى از قدرت، لطف و مهر پروردگار است، چگونه ممكن است اينها را تكذيب كرد؟!
اين استفهام، استفهام تقريرى است كه در مقام اقرار گرفتن مىآورند، و لذا در روايتى كه در آغاز سوره خوانديم، به ما دستور داده شده است: بعد از ذكر اين جمله، عرضه داريم: «پروردگارا! ما هيچ يك از نعمتهاى تو را تكذيب نمىكنيم» (لا بِشَىءٍ مِنْ آلائِكَ رَبِّ أُكَذِّبُ).
گرچه در آيات گذشته، تنها سخن از انسانها به ميان آمده است، و مطلقاً سخنى از طايفه جنّ در ميان نبود، ولى آيات بعد نشان مىدهد كه مخاطب در ضمير «تثنيه» (كُما) اين دو گروهند.
به هر حال، خداوند با اين جمله، انس و جن را در برابر اين واقعيت قرار مىدهد كه، پيرامون اين مسائل بينديشند، و بعد، بى آنكه نياز به تعليم ديگرى باشد از عقل خود اين سؤال را بكنند كه «آيا هيچ يك از اين نعمتهاى الهى قابل انكار است»، و اگر نيست، چرا ولى نعمت خود را نشناسند؟ چرا شكر منعم را وسيله شناخت او قرار ندهند؟ و چرا در آستان مقدسش سر تعظيم فرود نياورند؟!
تعبير به «أَىّ» اشاره به اين است كه، هر يك از اين نعمتها، دليل بر مقام