تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٨
قرآن مىگويد: «هدف اين بوده كه شما، دلبسته و اسير زرق و برق اين جهان نباشيد».
منظور اين بوده كه، موقعيت اين گذرگاه و پلى كه نامش دنيا است، و همچنين موقعيت خودتان را در اين جهان، گم نكنيد، دلباخته و دلداده آن نشويد، و آن را جاودانه نپنداريد، كه اين دلبستگى فوق العاده، بزرگترين دشمن سعادت شما است، شما را از ياد خدا غافل مىكند، و از مسير تكامل باز مىدارد.
اين مصائب، زنگ بيدارباشى است براى غافلان، و شلاقى است، بر ارواح خفته، و رمزى است از ناپايدارى جهان، و اشارهاى است به كوتاه بودن عمر اين زندگى.
حقيقت، اين است كه، مظاهر فريبنده اين «دار الغرور» زود انسان را به خود جذب و سرگرم، و از ياد حق غافل مىكند، ناگهان بيدار مىشود كه، كاروان رفته، و او در خواب، و بيابان در پيش.
اين حوادث كه هميشه در زندگى بوده، و هميشه خواهد بود، و حتى پيشرفتهاى عظيم علم هم نتوانسته، و نخواهد توانست جلو حوادث دردناكى، همچون زلزلهها، طوفانها، سيلها و بيماريها و امثال آن را بگيرد، درسى است از «بىمهرى زمانه رسوا» و به انسان فرياد مىزند:
«اين دشت خوابگاه شهيدان است فرصت شمار وقت تماشا را»!
اين بدان معنى نيست كه، انسان به مواهب الهى در اين جهان پشت پا بزند، و يا از آنها بهره نگيرد، مهم اين است كه اسير آن نگردد، و آن را هدف و بهره اصلى خود نشمرد.
قابل توجه اين كه، در مورد آنچه از دست مىرود، تبديل به «فاتَكُم» (از شما فوت شده) مىكند، اما در مورد مواهب و نعمتهاى به دست آمده، آن را به