تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٤
افراد يا جامعه اسلامى، زيان مىديدند.
به طور كلى، در موارد نسخ، حكم هميشه از اول جنبه محدود و موقت داشته، هر چند مردم از اين معنى احياناً آگاه نبوده و آن را هميشگى تصور مىكردند.
***
٣- آيا اين فضيلت بود؟
بدون شك على عليه السلام در زمره ثروتمندان اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله نبود، زندگى ساده و زاهدانهاى داشت، با اين حال، براى احترام به اين حكم الهى در همان مدت كوتاه، چند بار صدقه داد و مسائل ضرورى را از طريق نجوا با پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان نهاد، و چنان كه گفتيم، اين مسأله در ميان مفسران و ارباب حديث، مسلم است.
ولى بعضى، با قبول اين موضوع، اصرار دارند فضيلت بودن آن را انكار كنند.
از جمله اين كه: مىگويند: اگر بزرگان صحابه اقدام به اين كار نكردند نيازى به آن نديدند، و يا وقت كافى نداشتند، يا فكر مىكردند مبادا باعث ناراحتى فقرا و وحشت اغنيا گردد! بنابراين فضيلتى براى على عليه السلام محسوب يا موجب سلب فضيلتى از ديگران، نمىگردد!. «١»
ولى گويا، آنها در متن آيه دوم دقت نكردهاند كه خداوند به عنوان سرزنش مىفرمايد: أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ: «آيا از فقر ترسيديد و بخل كرديد كه قبل از نجوا صدقهاى نداديد»؟ و حتى در ذيل آيه، تعبير به توبه مىكند كه ظاهراً ناظر به همين معنى است، از اين تعبير، روشن مىشود كه اقدام بر صدقه و نجوا با پيامبر صلى الله عليه و آله، كار مطلوبى بوده است و گرنه سرزنش و توبه نداشت.