تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢
مىگفتند، گمان مىكردند اگر كسى ثروت، يا قوم و قبيله، و مقام، و منصب، و نسب معروفى دارد دليل بر شخصيت او است، در حالى كه ستمكارترين مردم غالباً در ميان اين گونه افراد بودند.
اين احتمال، در تفسير آيه نيز از سوى بعضى از مفسران پذيرفته شده است كه، آنها مىگفتند: آيا فقط وحى بر او نازل شده؟ چرا بر همه ما نازل نمىشود، مگر ما چه تفاوتى با هم داريم؟ همان گونه كه در آيه ٥٢ سوره «مدثر» آمده است: بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً: «بلكه هر يك از آنها انتظار دارد كتابهائى از آسمان بر او نازل شود»!
و در پايان آيه مىگويد: «آنها همين موضوع را دليل بر كذب پيامبرشان «صالح» گرفتند و گفتند: او آدم بسيار دروغگوى هوسباز و متكبر است»! «بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ».
چرا كه مىخواهد بر ما حكومت كند، و همه چيز را در قبضه خود بگيرد، و بر طبق هوسهايش رفتار كند.
واژه «أَشِر» وصف است از ماده «اشر» (بر وزن قمر) كه به معنى «شدت خوشحالى توأم با هوسبازى» است.
***
ولى قرآن در پاسخ آنها مىگويد: «فردا مىفهمند چه كسى دروغگوى هوسباز است»؟ «سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الاشِرُ».
همان زمان كه عذاب الهى فرا رسد، و آنها را در هم كوبد، و تبديل به يك مشت خاك و خاكستر شوند، و سپس «مجازات بعد از مرگ» نيز دامانشان را بگيرد، مىفهمند اين گونه نسبتها شايسته چه كسى بوده است؟ و قبائى است براى قامت چه شخصى؟!