تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩
صبر كن!
٢٨- و به آنها خبر ده كه آب (قريه) بايد در ميانشان تقسيم شود، و هر يك در نوبت خود بايد حاضر شوند!
٢٩- يكى از ياران خود را صدا زدند، او به سراغ اين كار آمد و (ناقه را) پى كرد!
٣٠- پس عذاب و انذارهاى من چگونه بود!
٣١- ما فقط يك صيحه بر آنها فرستاديم و همگى به صورت گياه خشكى درآمدند كه صاحب چهارپايان جمعآورى مىكند!
٣٢- ما قرآن را براى يادآورى آسان ساختيم؛ آيا كسى هست كه متذكر شود؟!
تفسير:
سرانجام دردناك قوم «ثمود»
سومين قومى كه شرح زندگى آنها به طور فشرده، به عنوان درس عبرتى در تعقيب بحثهاى گذشته در اين سوره مطرح شده است، قوم «ثمود» است كه در سرزمين «حجر» در شمال «حجاز»، زندگى داشتند، و پيامبرشان «صالح» عليه السلام نهايت كوشش را در هدايت آنها كرد، اما به جائى نرسيد.
نخست مىفرمايد: «طايفه ثمود نيز انذارهاى الهى را تكذيب كردند، و تهديدها را به هيچ گرفتند» «كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ».
گرچه، بعضى از مفسران «نُذُر» را در اينجا به معنى «پيامبران انذاركننده» گرفتهاند، و تكذيب قوم «ثمود» را نسبت به «صالح» عليه السلام به عنوان تكذيب تمام پيامبران شمردهاند؛ چرا كه دعوت تمام انبياء هماهنگ بود، ولى ظاهر اين است كه «نُذُر» در اينجا جمع «انذار» به معنى بياناتى است كه توأم با بيم دادن است، كه