تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨١
از خدا خشنودند» «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ».
در برابر مواهب مادى قيامت و جنات و حور و قصور، اين بزرگترين پاداش روحانى است كه به اين گروه از مؤمنان داده مىشود، آنها احساس مىكنند كه خدا از آنان راضى است و اين رضايت مولا و معبودشان كه آنها را پذيرفته، و در كنف حمايت خويش قرار داده، و بر بساط قربش آنها را نشانده، لذتبخشترين احساسى است كه به آنها دست مىدهد، و نتيجهاش خشنودى كامل آنها از خدا است.
آرى، هيچ نعمتى به پايه اين خشنودى دو جانبه نمىرسد، و اين كليدى است براى مواهب و نعمتهاى ديگر، چرا كه وقتى خدا از كسى خشنود باشد هر چه تقاضا كند، به او مىدهد كه او هم كريم است و هم قادر و توانا.
چه تعبير جالبى! مىفرمايد: «هم خدا از آنها راضى است و هم آنها از خدا راضى» يعنى مقامشان به قدرى بالا رفته است كه نامشان در كنار نام خدا، و رضايتشان در كنار رضايت او قرار گرفته است.
و در آخرين قسمت، به صورت يك اعلام عمومى، كه حاكى از نعمت و موهبت ديگرى است مىفرمايد: «آنها حزباللّهاند، بدانيد حزب اللّه پيروز است» «أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».
نه تنها پيروزى در سراى ديگر، و نيل به انواع نعمتهاى مادى و معنوى در قيامت، بلكه همان گونه كه در آيات قبل نيز آمد، در اين دنيا نيز به لطف الهى بر دشمنان پيروزند، و در پايان جهان نيز حكومت حق و عدالت در دست آنها است.
***