تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٨
آرى تقوا و ترس از خداوند، سبب مىشود كه انسان براى فرداى قيامت بينديشد، و اعمال خود را پاك و پاكيزه و خالص كند.
تكرار امر به تقوا، چنان كه گفتيم، براى تأكيد است، چرا كه انگيزه تمام اعمال صالح و پرهيز از گناه، همين تقوا و خداترسى است.
ولى بعضى، احتمال دادهاند: «امر اول، به تقوا» ناظر به اصل انجام اعمال است و «امر دوم» به كيفيت خلوص آنها، يا اين كه: اولى ناظر به انجام كارهاى خير است (به قرينه جمله «ما قَدَّمَتْ لَغَد») و دومى، ناظر به پرهيز از گناهان و معاصى است، يا اين كه: اولى اشاره به توبه از گناهان گذشته است و دومى تقوا براى آينده ولى در آيات، قرينهاى بر اين تفسيرها وجود ندارد، و تأكيد مناسبتر به نظر مىرسد.
تعبير به «غَد» (فردا) اشاره به قيامت است چرا كه با توجه به مقياس عمر دنيا به سرعت فرا مىرسد، و ذكر آن به صورت نكره، براى اهميت آن است.
تعبير به «نَفس» (يك نفر) ممكن است در اينجا به معنى هر يك نفر بوده باشد، يعنى هر انسانى بايد به فكر فرداى خويش باشد، و بدون آن كه از ديگران انتظارى داشته باشد كه براى او كارى انجام دهند، خودش تا در اين دنيا است آنچه را مىتواند از پيش بفرستد.
اين تفسير نيز، در مورد تعبير فوق گفته شده كه: اشاره به كم بودن افرادى است كه به فكر فرداى قيامتند، مثل اين كه: مىگوئيم يك نفر پيدا شود كه به فكر نجات خويش باشد، ولى تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد، و خطاب «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» و «عموميت امر به تقوا» دليل بر عموميت مفهوم آيه است.
***
آيه بعد، به دنبال دستور به تقوا و توجه به معاد، تأكيد بر ياد خدا كرده،