تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٤
تا با مقابله اين دو گروه با يكديگر، مقام والاى گروه اول، و انحطاط و بدبختى گروه دوم آشكار گردد.
و از آنجا كه در گروه اول، سطح بالاى ايمان مطرح بود، در اين گروه نيز كفر شديد، مطرح است، لذا با تكذيب آيات الهى همراه ذكر شده.
***
و از آنجا كه حب و علاقه دنيا، سرچشمه هر گناه و «رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ» است در آيه بعد، ترسيم گويائى از وضع زندگى دنيا و مراحل مختلف، و انگيزههاى حاكم بر هر مرحله را ارائه داده، مىگويد: «بدانيد! زندگى دنيا تنها بازى، و سرگرمى، و تجمل پرستى، و تفاخر در ميان شما، و افزونطلبى در اموال و فرزندان است» «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِى الأَمْوالِ وَ الأَوْلادِ».
به اين ترتيب، «غفلت»، «سرگرمى»، «تجمّل»، «تفاخر» و «تكاثر» دورانهاى پنجگانه عمر آدمى را، تشكيل مىدهند.
نخست، «دوران كودكى» است كه زندگى در هالهاى از غفلت و بىخبرى و لعب و بازى فرو مىرود.
سپس، مرحله «نوجوانى» فرا مىرسد، و سرگرمى، جاى بازى را مىگيرد، و در اين مرحله، انسان به دنبال مسائلى است كه او را به خود سرگرم سازد و از مسائل جدى دور دارد.
مرحله سوم، مرحله «جوانى» و شور و عشق و تجملپرستى است.
از اين مرحله كه بگذرد مرحله چهارم، فرا مىرسد و احساسات «كسب مقام و فخر» در انسان زنده مىشود.
و سرانجام به مرحله پنجم مىرسد و در اين مرحله، به فكر «افزايش مال و