تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠
اقتراحى» است كه گروهى بهانهجو، مطرح مىكردند، نه قصد پذيرش حق داشتند، و نه بعد از انجام آن تسليم حق مىشدند، ولى، معجزاتى كه براى تحقيق حقيقت مطالبه مىشد، از سوى پيغمبر صلى الله عليه و آله انجام مىگرفت، و شواهد فراوانى بر اين امر، در تاريخ زندگى آن حضرت وجود دارد.
***
آنگاه قرآن مىافزايد: «مخالفان لجوج هنگامى كه نشان و معجزهاى را بر صدق دعوت تو مىبينند اعراض كرده، مىگويند اين سحرى است مستمر»! «وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ».
تعبير به «مُسْتَمِر» اشاره به اين است كه، آنها معجزات مكرّرى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ديده بودند، كه «شقّ القمر» ادامه آن بود، آنها همه را بر تداوم سحر حمل مىكردند، و آن را «سحرى مستمر» مىپنداشتند، هر چند اين تهمت، بهانهاى بود براى عدم تسليم در مقابل حق.
بعضى از مفسران، «مُسْتَمِر» را به معنى «قوتمند» تفسير كردهاند (چنان كه مىگويند: «حَبْل مِرير»: يعنى طناب محكم) و بعضى آن را به معنى «گذرا و ناپايدار» تفسير نموده، ولى ظاهر همان تفسير اول است.
***
در آيه بعد، به نكته مخالفت آنها، و همچنين به نتيجه شوم اين مخالفت، اشاره كرده، مىافزايد: «آنها تكذيب كردند، و از هواى نفسشان پيروى نمودند، و هر امرى قرارگاهى دارد» «وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ».
سرچشمه مخالفت آنها، و تكذيب پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، يا تكذيب معجزات و دلائل او، و همچنين تكذيب رستاخيز و قيامت، پيروى از هواى نفس بود، تعصبها، لجاجتها و خودخواهىها به آنها اجازه نمىداد كه در برابر حق