تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣
بزرگ از ناحيه خداوند بزرگ، و نشان مىدهد كه پاداش او در برابر اعمال بندگان نيز، در خور كرم او است، نه درخور اعمال آنها، تازه اگر آنها عملى دارند، و اطاعتى مىكنند، آن هم به توفيق و لطف خدا است و بركاتش نيز به خودشان مىرسد.
***
نكته:
نيكى، پاداش نيكى است
آنچه در آيه فوق خوانديم: «هَلْ جَزاءُ الإِحْسانِ إِلَّا الإِحْسانُ»، يك قانون عمومى در منطق قرآن است كه، خدا و خلق و همه بندگان را شامل مىشود.
عموميت اين قانون به همه مسلمانان تعليم مىدهد كه، هر نيكى را از هر كسى كه باشد جبران كنند، و به گفته «امام صادق» عليه السلام: جبران، آن نيست كه همانندش را انجام دهند، بلكه بايد برتر باشد، و گرنه، آنكه ابتدا به احسان كرده است برترى خواهد داشت!
در مورد اعمال ما در پيشگاه خداوند، مسأله شكل ديگرى به خود مىگيرد؛ چرا كه طرف، خداوند كريمى است كه امواج رحمتش سرتاسر عالم هستى را فرا گرفته، و اكرام و انعامش شايسته ذات او است، نه هموزن اعمال بندگان، بنابراين، جاى تعجب نيست كه، در تاريخ امم كراراً مىخوانيم، افرادى با انجام كار كوچكى از روى اخلاص، مشمول عنايات بزرگى شدهاند، از جمله اين كه:
بعضى از مفسران نقل كردهاند: «يكى از مسلمانان، پيرزن كافرى را ديد كه دانههائى براى پرندگان در وقت زمستان، مىپاشيد، به او گفت: از امثال تو اين عمل پذيرفته نمىشود، او در پاسخ گفت: من اين كار را مىكنم، خواه پذيرفته شود يا نشود، اين ماجرا گذشت، بعد از مدتى او را در «حرم كعبه» ديد، گفت: