تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠
اجتماع وارسته و زاهد باشد، نه در انزوا و بيگانگى از اجتماع!
***
٢- سرچشمه تاريخى رهبانيت
تواريخ موجود مسيحيت نشان مىدهد، رهبانيت به صورت فعلى در قرون اول مسيحيت وجود نداشته، و پيدايش آن را بعد از قرن سوم ميلادى، هنگام ظهور «امپراطور رومى» به نام «ديسيوس» و مبارزه شديد او با پيروان مسيح عليه السلام مىدانند، آنها بر اثر شكست از اين «امپراطور» (خونخوار) به كوهها و بيابانها پناه بردند». «١»
در روايات اسلامى نيز همين معنى به صورت دقيقترى از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده كه روزى آن حضرت صلى الله عليه و آله به «ابن مسعود» فرمود: «مىدانى رهبانيت از كجا پيدا شد»؟ عرض كرد: خدا و پيامبرش آگاهترند، فرمود: «بعد از عيسى عليه السلام جمعى از جباران ظهور كردند، و مؤمنان سه مرتبه با آنها پيكار نموده شكست خوردند، لذا به بيابانها متوارى شدند، و به انتظار ظهور پيامبر موعود عيسى (حضرت محمّد صلى الله عليه و آله در غارهاى كوهها، به عبادت مشغول گشتند، بعضى از آنها بر دين خود باقى ماندند، و بعضى راه كفر پيش گرفتند.
سپس افزود آيا مىدانى «رهبانيت» امّت من چيست؟ عرض كرد: خدا و رسولش آگاهترند، فرمود: الهِجْرَةُ، وَ الجِهادُ، وَ الَّصلاةُ، وَ الصَّوْمُ، وَ الحَجُّ، وَ العُمْرَةُ: «رهبانيت امت من هجرت و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره است». «٢»
مورخ مشهور مسيحى «ويل دورانت» در تاريخ معروف خود در جلد ١٣ بحث مشروحى راجع به رهبانان نقل مىكند، او معتقد است: پيوستن «راهبهها»