تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧
روشن است اين، از قبيل بيان مصداق است.
منظور از «منافع» هرگونه بهرهاى است كه انسان از آهن مىبرد، و مىدانيم اهميت آهن در زندگى انسانها، به اندازهاى زياد است كه با كشف آن، دوران تازهاى در تاريخ بشر شروع شد كه به دوران آهن معروف است؛ چرا كه با اين كشف، چهره زندگى انسان در تمام زمينهها دگرگون گشت، و اين خود بيانگر ابعاد واژه «منافع» در آيه فوق است.
در قرآن مجيد نيز، در آيات مختلف اشاره به اين معنى شده: در يك جا مىگويد: هنگامى كه «ذوالقرنين» تصميم بر ساختن سد عظيم خود گرفت، گفت: آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ: «قطعات عظيم آهن براى من بياوريد». «١»
و هنگامى كه خداوند «داود» عليه السلام را مشمول لطف خود قرار داد، آهن را براى او نرم كرد، تا بتواند با آن «زره» بسازد، و از خطرات جنگها و حملات دشمنان بكاهد: «وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ* أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ». «٢»
سپس، به يكى ديگر از اهداف ارسال انبياء و نزول كتب آسمانى و همچنين آفرينش وسائلى همچون آهن، اشاره كرده، مىفرمايد: «هدف اين است كه خداوند بداند چه كسانى او و فرستادگانش را در غياب او يارى مىكنند» «وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ».
منظور از علم خداوند، در اينجا تحقق عينى علم او است، يعنى تا آشكار شود، چه كسانى به يارى خدا و مكتب او بپا مىخيزند و قيام به قسط مىكنند، و چه كسانى از اين وظيفه بزرگ سر باز مىزنند، در حقيقت مفهوم اين آيه شبيه همان است كه در آيه ١٧٩ سوره «آل عمران» آمده: ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ: «ممكن نبود كه خداوند مؤمنان