تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٥
چه كسى، به طبقات بالاى هوا اين خاصيت را بخشيده كه، به هنگام سرد شدن، توانائى جذب بخار را از دست دهد، و در نتيجه، بخارات موجود به صورت قطرات باران، نرم و ملايم، آهسته و پى در پى، بر زمينها فرود آيند؟
اگر يكسال خورشيد اعتصاب كند، بادها از حركت بايستند، قطعات بالاى جوّ، بخارات را مصرانه در خود نگهدارند، و آسمان بر زمين بخيل گردد، آنچنان كه زرع و نخيل لب تر نكنند، همه شما از تشنگى هلاك مىشويد، و حيوانات و باغها و زراعتهاى شما مىخشكد.
كسى كه اين قدرت را دارد كه با وسايلى اين چنين ساده، آنچنان بركاتى براى شما فراهم سازد، آيا قادر بر احياى مردگان نيست؟ اين خود يك نوع احياى مردگان است، احياى زمينهاى مرده كه، هم نشانه توحيد و عظمت خدا است، و هم دليل بر رستاخيز و معاد.
و اگر مىبينيم در آيات فوق، فقط روى آب نوشيدنى تكيه شده، و از تأثير آن در مورد حيات حيوانات و گياهان سخنى به ميان نيامده، به خاطر اهميت فوقالعاده آب براى حيات خود انسان است، به علاوه در آيات، قبل اشارهاى به مسأله زراعت شده بود، و نيازى به تكرار نبود.
جالب اين كه، اهميت آب، و نقش آن در زندگى بشر، نه تنها با گذشت زمان و پيشرفت صنايع و علم و دانش انسان كم نمىشود، بلكه بر عكس، انسان صنعتى نياز بيشترى به آب دارد، لذا، بسيارى از مؤسسات عظيم صنعتى، فقط در كنار رودخانههاى عظيم، قدرت فعاليت دارند.
***
سرانجام در آيه بعد، براى تكميل همين بحث مىافزايد: «اگر بخواهيم اين آب گوارا و شيرين را به صورت تلخ و شور قرار مىدهيم» «لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ