تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٥
است، آنها نيز به «مدينه» بازگشتند، و اينجا بود كه پيمانشكنى يهود بر رسول خدا صلى الله عليه و آله مسلم شد، و دستور آماده باش براى جنگ، به مسلمانان داد.
در بعضى از روايات نيز آمده: يكى از شعراى «بنى نضير» به هجو و بدگوئى پيامبر صلى الله عليه و آله پرداخت و اين خود دليل ديگرى بر پيمانشكنى آنها بود.
پيامبر صلى الله عليه و آله براى اين كه ضربه كارى قبلًا به آنها بزند، به «محمّد بن مسلمه» كه با «كعب بن اشرف» بزرگ يهود، آشنائى داشت دستور داد او را به هر نحو بتواند به قتل برساند و او با مقدماتى اين كار را كرد.
كشته شدن «كعب بن اشرف» تزلزلى در يهود ايجاد كرد، به دنبال آن رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور داد: مسلمانان براى جنگ با اين قوم پيمانشكن حركت كنند، هنگامى كه آنها با خبر شدند به قلعههاى مستحكم و دژهاى نيرومند خود پناه بردند، و درها را محكم بستند، پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد: بعضى درختان نخل را كه نزديك قلعهها بود، بكنند يا بسوزانند.
اين كار، شايد به اين منظور صورت گرفت كه يهوديان را كه علاقه شديدى به اموال خود داشتند از قلعه بيرون كشد و پيكار، رو در رو انجام گيرد، اين احتمال نيز داده شده كه: اين نخلها مزاحم مانور سريع ارتش اسلام در اطراف قلعهها بود، و مىبايست بريده شود.
به هر حال، اين كار فرياد يهود را بلند كرد، گفتند: اى محمّد! تو پيوسته از اين گونه كارها نهى مىكردى، پس اين چه برنامهاى است؟ آيه پنجم اين سوره (از آيات فوق) نازل شد و به آنها پاسخ گفت كه: اين يك دستور خاص الهى بود.
محاصره چند روز طول كشيد، و پيامبر صلى الله عليه و آله براى پرهيز از خونريزى به آنها پيشنهاد كرد كه سرزمين «مدينه» را ترك گويند و از آنجا خارج شوند، آنها نيز پذيرفتند، مقدارى از اموال خود را برداشته و بقيه را رها كردند، جمعى به سوى