تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٧
يك درگيرى شديد با آنها روبرو شدند نيز آمده است، مىفرمايد: وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً: «خداوند گروهى از اهل كتاب را كه از مشركان عرب حمايت كردند، از دژهاى محكمشان فرود آورد، و در دلهاى آنها ترس و وحشت افكند، تا آنجا كه گروهى را به قتل رسانديد و گروهى را اسير كرديد». «١»
همين معنى در داستان جنگ «بدر» نيز آمده است مىگويد: سَأُلْقِى فِى قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ: «من به زودى در دلهاى كافران وحشت مىافكنم». «٢»
قسمتى از اين وحشت كه حكم يك لشكر نامرئى الهى را دارد، طبيعى است هر چند قسمتى از آن اسرارآميز است، و روابط آن با وسائل عادى بر ما مكشوف نيست، آنچه طبيعى است اين كه: مؤمنان در هر حال خود را پيروز مىدانند خواه كشته و شهيد شوند، خواه دشمن را در هم بكوبند، و كسى كه منطقش اين است، ترس و وحشتى به خود راه نمىدهد، بلكه چنين انسان اعجوبهاى براى دشمنش وحشتانگيز است، همان گونه كه در دنياى امروز نيز كشورهاى بزرگى را مىبينيم كه با داشتن پيشرفتهترين سلاحها، و بزرگترين ارتشها، از گروهى اندك از مؤمنان راستين ستيزهجوى، وحشت دارند، و دائماً مىكوشند: با آنها درگير نشوند.
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم فرمود: نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ مَسِيرَةَ شَهْرٍ!: «من از جانب خدا به وسيله ترس و وحشت دشمنان يارى شدهام به فاصله يك ماه». «٣»
يعنى نه تنها كسانى كه در ميدان نبرد با من رو برو مىشوند وحشت دارند، بلكه در نقاطى كه دشمن از من يك ماه راه فاصله دارد، وحشت و اضطراب