تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢
مَا هِىَ؟ قَالَ قَولُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: «هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ» جَرَتْ فِى الْكَافِرِ وَ الْمُؤْمِنِ، وَ الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ، وَ مَنْ صُنِعَ إِلَيْهِ مَعْرُوفٌ فَعَلَيْهِ أَنْ يُكَافِئَ بِهِ وَ لَيْسَ الْمُكافاةُ أَنْ تَصْنَعَ كَمَا صَنَعَ حَتّى تُرْبِي، فَإِنْ صَنَعْتَ كَما صَنَعَ كانَ لَهُ الْفَضْلُ بَالإِبْتِداءِ!: «آيهاى در قرآن است كه عموميت و شمول كامل دارد.
راوى مىگويد: عرض كردم: كدام آيه است؟ فرمود: اين سخن خداوند متعال كه: هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ: كه درباره كافر و مؤمن نيكوكار و بدكار، جارى مىشود (كه پاسخ نيكى را بايد به نيكى داد) و هر كس به او نيكى شود، بايد جبران كند، و راه جبران اين نيست كه به اندازه او نيكى كنى، بلكه بايد بيش از آن باشد؛ زيرا اگر همانند آن باشد، نيكى او برتر است؛ چرا كه او آغازگر بوده»!. «١»
بنابراين، پاداش الهى در قيامت نيز، بيش از عمل انسان در دنيا خواهد بود، طبق همان استدلالى كه امام عليه السلام در حديث فوق فرموده است.
«راغب» در «مفردات» مىگويد: «احسان» چيزى برتر از «عدالت» است؛ زيرا «عدالت» اين است كه، انسان آنچه بر عهده او است بدهد، و آنچه متعلق به او است بگيرد، ولى «احسان» اين است كه، بيش از آنچه وظيفه او است انجام دهد، و كمتر از آنچه حق او است بگيرد.
***
باز در اينجا از بندگان اقرار مىگيرد كه: «كدامين نعمت از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد»؟! «فَبِأَىِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ».
چرا كه اين قانون، يعنى «جزاى احسان به احسان»، خود نعمتى است