تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣
آن روز براى آنها ناشناخته بوده، و يا عذابهائى است ناشناخته كه هرگز باور نمىكردند، و يا همه اينها؛ چرا كه قيامت در همه معيارهايش براى انسانها ناشناخته است. «١»
***
در آيه بعد، به توضيح بيشترى در همين زمينه پرداخته، مىگويد: «آنها از قبرها خارج مىشوند در حالى كه چشمهايشان از شدت وحشت به زير افتاده، و بدون هدف همچون ملخهاى پراكنده به هر سو مىدوند»! «خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ»!
نسبت «خشوع» به «چشمها»، به خاطر آن است كه، صحنه، آنقدر هولناك است كه، تاب تماشاى آن را ندارند، لذا چشم از آن برمىگيرند و به زير مىاندازند.
و تشبيه به «ملخهاى پراكنده»، به تناسب اين است كه، توده ملخها بر خلاف بسيارى از پرندگانى كه به هنگام حركت دستهجمعى، با نظم و ترتيب خاصى حركت مىكنند، هرگز نظم و ترتيبى ندارند، در هم فرو مىروند و بى هدف به هر سو روانه مىشوند، به علاوه آنها همچون ملخها در آن روز، موجوداتى ضعيف و ناتوانند.
آرى، اين كوردلان بىخبر، در آن روز چنان وحشتزده مىشوند كه، مانند مستها بى توجه به هر طرف رو مىآورند، و به يكديگر مىخورند، گوئى از خود بى خود شدهاند، چنان كه در آيه ٢ سوره «حج» مىخوانيم: وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى: «در آن روز مردم را مست مىبينى و مست نيستند».
در حقيقت اين تشبيه، همانند مطلبى است كه، در آيه ٤ سوره «قارعه» آمده