تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢
غرض اين است: حرارت آفتاب هرگز بهشتيان را متألم و ناراحت نمىكند، و دائماً در سايههاى مطبوع، و گسترده، و روحافزا به سر مىبرند.
***
و چهارمين نعمت، به آبهاى بهشتى اشاره كرده مىفرمايد: «بهشتيان در كنار آبهائى آبشار مانند (كه منظره فوق العاده زيبا و دلانگيزى دارد) به سر مىبرند» «وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ».
«مَسْكُوب» از ماده «سكب» (بر وزن كبك) در اصل به معنى «ريزش» است، و از آنجا كه ريزش آب از بالا به پائين، به صورت آبشار، بهترين مناظر را ايجاد مىكند، زمزمههاى آن گوش جان را نوازش مىدهد، و منظره آن چشم را فروغ مىبخشد، اين امر يكى از مواهب بهشتيان قرار داده شده است.
***
و البته، آن درختها و آن همه آب جارى دائم، انواع ميوهها را نيز همراه دارد، و لذا در پنجمين نعمت، مىافزايد: «و ميوههاى فراوانى» «وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ».
***
«كه نه قطع مىشود و نه هيچگاه ممنوع مىگردد» «لامَقْطُوعَةٍ وَ لامَمْنُوعَةٍ».
آرى، همچون ميوههاى اين جهان نيست كه، محدود به فصول معينى باشد، و تنها چند هفته يا چند ماه در سال بر درخت ظاهر شود، و نيز همچون ميوههاى اين جهان نيست كه، گاه خارها مانع چيدن آن است و گاه بلندى خطرناك درخت مانند نخل، و يا مانعى در وجود خود انسان، از تناول آن وجود داشته باشد، و نه ميزبان اصلى بهشت كه خداوند منان است و مأموران او، بخل و منعى دارند، بنابراين، هيچ مانعى در كار نيست، بلكه «مقتضى كاملًا موجود و مانع در هر