تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠
تعبير به «اعجاز» جمع «عجز» (بر وزن رجل) به معنى قسمت عقب يا پائين چيزى است، و تشبيه آنها به قسمت پائين نخلها، به خاطر آن است كه، به گفته بعضى باد به قدرى شديد بود كه، نخست دست و سرهاى آنها را كند و با خود برد، و بعد بقيه بدنهايشان همچون نخل بى شاخ و برگ، از زمين كنده شده، به هر گوشه و كنار پرتاب مىگشت.
يا به خاطر چيزى است كه، در بالا اشاره كرديم كه، باد آنها را با سر به زمين مىكوبيد، گردنها مىشكست، و سرها جدا مىشد!
***
سپس، قرآن به عنوان هشدار مىگويد: «اكنون بنگريد عذاب و انذارهاى من چگونه بود»؟! «فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ».
ما با اقوام ديگر كه راه تكذيب، كبر، غرور، گناه، و عصيان را پوئيدند چنين رفتار كرديم، شما درباره خود چه مىانديشيد كه راه آنها را ادامه مىدهيد؟
***
باز در پايان اين ماجرا، مىافزايد: «ما قرآن را براى تذكر، سهل و آسان ساختيم، آيا كسى هست كه پند گيرد و متذكر شود»؟ آيا گوش شنوائى در برابر اين نداى الهى، و اين هشدارها و انذارها وجود دارد؟! «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ».
قابل توجه اين كه، جمله «فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ» در مورد قوم «عاد» دو بار تكرار شده، يكى در آغاز بيان اين سرگذشت، و يكى هم در پايان آن، اين تفاوت شايد از اين جهت است كه، عذاب اين گروه از ديگران شديدتر و وحشتناكتر بود، هر چند عذابهاى الهى همه شديد مىباشد.
***