تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩
استفاده از «آتشزنه» تفسير شده، ولى هيچ مانعى ندارد كه آتشگيره (هيزم) را نيز شامل شود؛ زيرا به هر حال آتشى است پنهان، كه آشكار مىگردد.
البته اين دو معنى با هم منافات ندارد، معنى اول را عموم مردم مىفهمند، و معنى دوم، كه معنى دقيقترى است، با گذشت زمان و پيشرفت علم و دانش آشكار گشته است.
***
در آيه بعد، براى تأكيد بحثهاى فوق، مىافزايد: «ما اين آتشى را كه از اين درختان خارج مىشود وسيله يادآورى براى همگان، و نيز وسيله زندگى براى مسافران قرار دادهايم» «نَحْنُ جَعَلْناها تَذْكِرَةً وَ مَتاعاً لِلْمُقْوِينَ».
بازگشت آتش از درون درختان سبز، از يك سو، يادآور بازگشت روح به بدنهاى بىجان در رستاخيز است، و از سوى ديگر، اين آتش، تذكرى است نسبت به آتش دوزخ؛ چرا كه طبق حديثى، پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: نارُكُمْ هذِهِ الَّتِى تُوقِدُونَ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِيْنَ جُزْءاً مِنْ نارِ جَهَنَّمَ: «اين آتشى كه برمىافروزيد يك جزء از هفتاد جزء آتش دوزخ است»!. «١»
و اما تعبير به «مَتاعاً لِلْمُقْوِين» اشاره كوتاه و پر معنى به فوائد دنيوى اين آتش است؛ زيرا در معنى «مُقوِين» دو تفسير آمده:
نخست اين كه: از ماده «قواء» (بر وزن كتاب) به معنى «بيابان خشك و خالى» است، بنابراين، «مُقوِين» به كسانى مىگويند كه در بيابانها گام مىنهند، و از آنجا كه افراد باديهنشين غالباً فقيرند، گاه، اين تعبير در معنى «فقير» نيز به كار رفته است.
تفسير دوم اين كه: از ماده «قوت» و به معنى «نيرومندان» است، بنابراين،