تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٣
تفسير آيات نخستين سوره، روشن است، مىفرمايد: «خداوند قول زنى را كه درباره همسرش به تو مراجعه كرده بود، و بحث و مجادله مىكرد، شنيد، و تقاضاى او را اجابت فرمود» «قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها».
«تُجادِلُ» از «مجادله» از ماده «جدل» گرفته شده كه در اصل به معنى تابيدن طناب است، و از آنجا كه به هنگام گفتگوهاى طرفينى و اصرارآميز، هر يك از دو طرف مىخواهد ديگرى را قانع كند، مجادله بر آن اطلاق شده است.
و مىافزايد: «آن زن، علاوه بر اين كه با تو مجادله داشت به درگاه خداوند نيز شكايت كرد، و از پيشگاهش تقاضاى حل مشكل نمود» «وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ».
«اين در حالى بود كه، خداوند گفتگوى شما و اصرار آن زن را در حل مشكلش مىشنيد» «وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُما».
«تَحاوُر» از ماده «حور» (بر وزن غور) به معنى مراجعه در سخن يا در انديشه است و «محاوره» به گفتگوهاى طرفينى اطلاق مىشود.
«و خداوند شنوا و بيناست» «إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ».
آرى، خداوند، آگاه از همه «مسموعات» و «مبصرات» است، بى آنكه نيازى به اعضاى بينائى و شنوائى داشته باشد، او همه جا حاضر و ناظر است و همه چيز را مىبيند و هر سخنى را مىشنود.
***
آنگاه به سراغ بيان «حكم ظهار» مىرود، به عنوان مقدمه ريشه اين عقيده خرافى را با جملههاى كوتاه و قاطع در هم مىكوبد، مىفرمايد: «كسانى از شما كه نسبت به همسرانشان ظهار مىكنند (و به همسرشان مىگويند: «أَنْتِ عَلَيَّ كَظَهْرِ أُمِّي» تو نسبت به من به منزله مادرم هستى) آنها هرگز مادرشان نيستند، مادرانشان تنها كسانى هستند كه آنها را به دنيا آوردهاند»! «الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْكُمْ