تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠
اطاعت او نمىخوانند، و هاديان راه و كشتيهاى نجات در اين درياى متلاطم زندگى دنيا هستند، و بنابراين، يكى از مصداقهاى جلال و اكرام الهى محسوب مىشوند؛ چه اين كه، خداوند به وسيله اوليائش، مردم را مشمول نعمت هدايت مىسازد.
***
٤- بعضى نقل كردهاند: نخستين بخش از قرآن مجيد كه در «مكّه» بر قريش آشكار خوانده شد، آيات آغاز همين سوره «الرحمن» بود، «عبداللّه بن مسعود» مىگويد: ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله جمع شدند و گفتند: تاكنون «قريش» از قرآن هيچ نشنيدهاند، در ميان ما كيست كه قرآن را آشكارا بر آنها بخواند؟ من گفتم: آن كس منم! گفتند: ما مىترسيم تو را آزار دهند، بهتر اين است: كسى اين كار را بر عهده گيرد كه قبيله نيرومندى داشته باشد، تا از او دفاع كنند.
گفتم: مرا به حال خود بگذاريد، خداوند مدافع من است.
روز ديگر «ابن مسعود» در وسط روز، در كنار «مقام ابراهيم» قرار گرفت و در حالى كه «قريش» در مجلس خود نشسته بودند، برخاست و با صداى بلند شروع كرد: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيْمِ الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ...» و همچنان ادامه داد، قريش خاموش شدند و گوش فرا دادند سپس گفتند: «اين مرد بى سر و پا چه مىگويد»؟! بعضى گفتند: او قسمتى از سخنانى را كه محمّد صلى الله عليه و آله آورده است تلاوت مىكند، برخاستند و محكم بر صورت او كوبيدند، ولى او همچنان به تلاوت سوره تا آنجا كه خدا مىخواست ادامه داد.
سپس به سوى اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله برگشت در حالى كه آثار زخم بر صورتش نمايان بود، گفتند: ما از همين بر تو مىترسيديم!
«ابن مسعود» گفت: هرگز اين دشمنان خدا در نظر من اين اندازه كوچك