تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١
بركات از جاى ديگر است.
«حُطام» از ماده «حطم» (بر وزن حتم) در اصل، به معنى «شكستن چيزى» است، و غالباً به شكستن اشياء خشك مانند استخوان پوسيده، و يا ساقههاى خشك گياهان، اطلاق مىشود، و در اينجا منظور كاه است.
اين احتمال نيز داده شده است كه، منظور از «حُطام» در اينجا پوسيدن تخمها در زير زمين و عدم رويش آنها باشد. «١»
«تَفَكَّهُون» از ماده «فاكهة» به معنى «ميوه» است، سپس «فُكاهة» به مزاح و شوخى و گفتن لطيفهها كه ميوه جلسات انس است اطلاق شده، ولى اين ماده گاهى به معنى تعجب و حيرت نيز آمده، و آيه مورد بحث از اين قبيل است.
اين احتمال نيز وجود دارد، همان گونه كه انسان به هنگام «خشم» گاهى مىخندد، كه نام آن را «خنده خشم» مىگذارند، در هنگام مصائب سخت و سنگين نيز به شوخى مىپردازد، بنابراين، منظور شوخى به خاطر مصيبت است.
***
آرى، تعجب مىكنيد، و به حيرت فرو مىرويد، و مىگوئيد: «به راستى كه ما زيان كرديم» و سرمايه ز كف داديم، و چيزى به دست نياورديم» «إِنَّا لَمُغْرَمُونَ». «٢»- «٣»
***
«بلكه ما به كلى محروم و بيچاره هستيم» «بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ».
آيا اگر زارع حقيقى شما بوديد چنين سرنوشتى امكانپذير بود؟ اينها نشان مىدهد كه اين همه آوازهها از او است، و هم او است كه از يك دانه ناچيز، گياهان