تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥
همانند گناهان صغيره، كه خداوند وعده عفو- در صورت ترك كبائر- نسبت به آن داده است «١» ولى دليلى بر اين معنى وجود ندارد، و جمله بالا نمىتواند گواه آن باشد.
اما به هر حال، مسأله كفّاره به قوت خود باقى است.
در حقيقت اين تعبير، شبيه همان است كه در آيه ٥ سوره «احزاب» آمده كه بعد از نهى از مسأله پسرخواندگى، مىافزايد: وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً: «گناهى بر شما نيست در خطائى كه در اين مورد از شما سر مىزند، ولى آنچه را از روى عمد بگوئيد، خداوند مؤاخذه مىكند، و خداوند غفور و رحيم است» يعنى در مورد خطاها و گذشتهها.
در اين كه ميان «عفوّ» و «غفور» چه تفاوتى است؟ بعضى گفتهاند: «عفوّ» اشاره به بخشش خداوند است، و «غفور» اشاره به پوشش گناه است، زيرا ممكن است كسى گناهى را ببخشد، اما هرگز آن را مكتوم ندارد، ولى خداوند هم مىبخشد و هم مستور مىسازد.
بعضى نيز «غفران» را به معنى پوشاندن شخص از عذاب، معنى كردهاند كه مفهوم آن با «عفو» متفاوت است هر چند در نتيجه يكى است.
***
اما از آنجا كه اين سخن زشت و زننده، چيزى نبود كه از نظر اسلام ناديده گرفته شود، لذا كفاره نسبتاً سنگينى براى آن قرار داده، تا از تكرار آن جلوگيرى كند، مىفرمايد: «كسانى كه نسبت به همسران خود ظهار مىكنند، سپس از گفته خود باز مىگردند، بايد پيش از آميزش جنسى آنها با هم، بردهاى را آزاد كنند»