تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١
اقوام را.
بعضى، تنها مسأله آفرينش، رزق، حيات، مرگ، عزت، و ذلت را.
و بعضى ديگر، تنها مسأله آفرينش و مرگ انسانها را عنوان نموده، و گفتهاند: خداوند در هر روز، سه لشكر دارد: لشكرى از اصلاب پدران به ارحام مادران منتقل مىشوند، و لشكرى از رحم مادران به عالم دنيا گام مىنهند، و لشكرى از اين دنيا روانه قبر مىشوند.
ولى، همان گونه كه گفتيم، آيه مفهوم گستردهاى دارد كه هرگونه آفرينش تازه و خلقت جديد و دگرگونى و تحول را در اين جهان در بر مىگيرد.
در روايتى از امير مؤمنان «على» عليه السلام مىخوانيم: كه در يكى از خطبههايش فرمود: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لايَمُوتُ وَ لاتَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْيَكُنِ: «حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه هرگز نمىميرد، و شگفتيهاى خلقتش پايان نمىگيرد؛ چرا كه هر روز در شأن و كارى است، و موضوع تازهاى مىآفريند كه هرگز نبوده». «١»
و در حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم: در تفسير اين آيه فرمود:
مِنْ شَأْنِهِ أَنْ يَغْفِرَ ذَنْباً، وَ يُفَرَّجَ كَرَباً وَ يَرْفَعَ قَوْماً، وَ يَضَعَ آخَرِينَ: «از كارهاى او اين است كه گناهى را مىبخشد، ناراحتى و رنجى را برطرف مىسازد، گروهى را بالا مىبرد، و گروه ديگرى را پائين مىآورد». «٢»
اين نكته نيز، لازم به يادآورى است كه، «يوم» در اينجا به معنى روز در مقابل شب نيست، بلكه هم دورانهاى طولانى را شامل مىشود، و هم ساعات و لحظات را، و مفهومش اين است كه: خداوند متعال هر زمان در شأن و كارى