تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩
رسول خدا صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند: اگر راست مىگوئى و تو پيامبر خدائى، ماه را براى ما دو پاره كن! فرمود: اگر اين كار را بكنم، ايمان مىآوريد؟ عرض كردند: آرى- و آن شب، شب چهاردهم ماه بود- پيامبر صلى الله عليه و آله از پيشگاه پروردگار تقاضا كرد آنچه را خواستهاند به او بدهد، ناگهان ماه به دو پاره شد، و رسول اللّه صلى الله عليه و آله آنها را يك يك صدا مىزد و مىفرمود: ببينيد»!. «١»
در اين كه چگونه ممكن است اين كره عظيم آسمانى شكافته شود، و وجود چنين حادثهاى چه تأثيراتى بر كره زمين و منظومه شمسى مىگذارد؟ و چگونگى جذب دو نيمه ماه بعد از شكافتن، و اين كه چگونه ممكن است چنين حادثهاى رخ داده باشد و تواريخ جهان ذكرى از آن به ميان نياورند؟ و سؤالات ديگرى در اين زمينه، به خواست خدا در بحث نكات، مشروحاً از آن سخن خواهيم گفت.
نكتهاى كه ذكر آن در اينجا لازم است اين كه: بعضى از مفسران كه تحت تأثير پارهاى از القائات سوء قرار گرفتهاند، و انجام هر گونه عمل خارق عادتى را (جز قرآن) براى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله منكر شدهاند، با توجه به وضوح آيه فوق، و كثرت رواياتى كه در اين زمينه در كتب علماى اسلام نقل شده، به زحمت افتادهاند كه، چگونه اين خارق عادت را توجيه كنند؟ و طورى از كنار آن بگذرند كه، جنبه اعجاز آن نفى شود.
ولى حق اين است كه: مسأله «شقّ القمر» به صورت اعجاز، انجام گرفته، و آيات بعد، شواهد روشنى بر اين امر در بر دارد، چه خوب بود آنها در آن اعتقاد نادرست تجديد نظر مىكردند، تا بدانند كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز معجزات و خوارق عادتى داشته، و اگر آياتى از قرآن آن را نفى مىكند، اشاره به «معجزات